1:58 صبح | ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۷ شهريور
کد خبر: 2712 تاریخ انتشار: ۱۳۹۱ سه شنبه ۱۴ آذر - 11:32 صبح ارسال به دوست نسخه چاپی
طنز/

در وصف شیخ الشیوخ مشایی

آغلام

آن عارف به امور ارض و سماء، آن اداره کننده دنیاء، آن واقف به امور غیر متعهدین، آن عاشق دلبسته به امور منحرفین، آن یاری کننده امور ریاست جمهوری، آن که دشمن بسیار داشته است در کیهان، آن صاحب رمل و اسطرلاب در انبان، آن که وی را سر سلسله انحرافی خوانند و بنیان نهنده مکتب ایرانی می شناسنندش. شیخ الشیوخ مشایی (حفظه الله)

مریدان، وی را که از دید دکتر همه چیز تمام بود، گفتند یا شیخ چه می کنی؟

نگاهی با تامل بینداخت و باز نگاهی با تامل بینداخت و هی نگاه ادامه یافت که مریدان پنداشتند که چشم استاد به راه افتاده است و بشکنی پیش چشمش نواختند و شیخ به خود آمد و گفت امور جهانی سازماندهی می کنم.

در حکایات آمده است که شیخ ما چون فارغ از امور پاستور گشت نگاهی به دنیا بینداخت و گفت این که چیزی نیست ما تجربه سخت تر از آن داشته ایم.

مفسران و راویان اهل سخن  چنین تفسیرمی کنند که معنای این سخن استاد آن است که اداره ایران سخت تراز اداره انیران است.

گویند که وی دنیا را هدفمند می کند و یارانه به مردم غیر متعهد ها پرداخت خواهد کرد که هم حض می برند و هم هر ماه دعا به جان دکتر و شیخ می کنند.

وی را سفرهای استانی خوش آمده بود  و حال عزم سفرهای فرا کشوری دارد برای آمادگی در مسائلی که در فهم عوام نیاید.

اندر حکایت شیخ ما همین بس است که گویند وی برنامه ها برای کاهش قیمت دلار دارد یکی از برنامه های هوشمندانه وی آن است که کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا شود تا قیمت آن پول اجنبی بشکند.

 

شیخ را پرسیدند: اگر ارزش دلار کاهش نیافت چه خواهی کرد؟

شیخ نعره زد: ما می توانیم...

و مریدان جامه دریدند و سیهه زنان عزم بیابان نمودند .



نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: