1:55 عصر | ۱۳۹۸ سه شنبه ۲۹ مرداد
کد خبر: 440 تاریخ انتشار: ۱۳۹۱ يکشنبه ۹ مهر - 2:35 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی
موضع مشترک کیهان و اعتماد؛

وقتی شریعتمداری و عباس عبدی هم نظر می شوند

سرمقاله نویس های کیهان و اعتماد به موضوعی واحد پرداختند و آن موضوع جدی نگرفتن پیشنهاد مذاکره احمدی نژاد به آمریکا است.

گفت و گو نیوز: سرمقاله نویس های کیهان و اعتماد به موضوعی واحد پرداختند و آن موضوع جدی نگرفتن پیشنهاد مذاکره احمدی نژاد به آمریکا است.

به گزارش گفت و گو نیوز، حسین شریعتمداری در یادداشتی نوشت: علت جدی نگرفتن پیشنهاد مذاکره مستقیم احمدی نژاد به آمریکا نداشتن پشتوانه در داخل است.

 شریعتمداری در کیهان در یادداشتی با نام «چرا جدی گرفته نشد؟!» می‌نویسد: «مگر نه اینکه مذاکره مستقیم با ایران، آرزوی چندین و چند ساله دولتمردان آمریکایی بوده و هست؛ پس علت چه بود که از ابراز تمایل رئیس جمهور کشورمان استقبال نکردند؟! پاسخ دشوار نیست و با پوزش از آقای احمدی‌نژاد باید گفت، دولتمردان آمریکایی، پیشنهاد آقای احمدی‌نژاد را بدون پشتوانه تلقی کرده‌اند، چرا که آن‌ها نیز به خوبی می‌دانند آقای احمدی‌نژاد، اگرچه رئیس جمهور و یکی از مسئولان بلندپایه جمهوری اسلامی ایران است، ولی اتخاذ تصمیم درباره مذاکره یا رابطه با آمریکا در حوزه مسئولیت و اختیارات قانونی ایشان نیست، بلکه مطابق اصل یکصد و دهم قانون اساسی، تعیین سیاست‌های کلان نظام بر عهده رهبری است و رهبر معظم انقلاب نیز بار‌ها به صراحت و با ارائه دلایل منطقی و مستندات خالی از ابهام، مخالفت خود را با مذاکره و رابطه ایران و آمریکا اعلام کرده‌اند؛ بنابراین، علی رغم آنکه پیشنهاد آقای احمدی‌نژاد برای دولتمردان آمریکایی یک «امتیاز طلایی» تلقی شده و تحقق آرزوی سال‌ها بر زمین مانده آنان بود، ولی می‌دانستند این پیشنهاد فاقد پشتوانه است و نهایتا می‌تواند در حد و اندازه تمایل شخصی ایشان تلقی شود و نه تصمیم برخاسته از خواست مردم و اراده نظام. دقیقا به همین علت است که ابراز تمایل آقای احمدی‌نژاد به مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا از سوی دولتمردان آمریکایی «جدی» و «قابل اعتنا» ارزیابی نمی‌شود».

 عباس عبدی هم در شماره امروز اعتماد در یادداشتی با نام «چرا کسی جدی نگرفت؟» می‌نویسد: «یکی از این موارد اظهار آمادگی رییس دولت ایران برای مذاکره با ایالات متحده آمریکا و بهبود روابط فی‌مابین بود. این دیدگاه فقط از سوی برخی نمایندگان مجلس با اعتراض مواجه شد، ولی نکته مهم آن بود که سیاستمداران به ویژه در دولت‌های غربی و نیز وسایل ارتباط جمعی، اهمیتی برای آن قائل نشدند. در حالی که انتظار می‌رفت بیان این موضوع همچون بمب خبری ـ البته نه از نوع بمب نتانیاهو! ـ در جهان منفجر شود و به صدر اخبار جهانی برود. شاید کمیته سیاستگذاری و تبلیغاتی دولت نیز منتظر چنین واکنشی بودند، در حالی که هیچ‌ کس به آن اهمیت چندانی نداد. دلیل این برخورد چه بود؟ شاید بتوان گفت که دلیل اصلی بی‌توجهی به این اظهارات، فاقد پشتوانه دانستن آن از سوی محافل سیاسی بود. به عبارت دیگر، منابع مطلع سیاسی یا حتی غیرمطلعان به خوبی می‌دانند که رییس دولت ایران در موقعیت و مقامی نیست که قادر به اتخاذ چنین تصمیمی و انجام آن باشد. در واقع ما به ‌ازای قدرتی که باید اجرای این سیاست را تضمین کند، نزد او وجود ندارد».عبدی در ادامه یادداشت خود با اشاره به اینکه چرا بمب‌های خبری رئیس جمهور آنچنان که در ایران می‌ترکند، در نیویورک صدا نکرد، می‌نویسد: «مشکل دولت این است که از شیوه‌ها و ابزاری که برای بیان مطالب در داخل سود می‌جوید، در روابط بین‌المللی هم از همان‌ها استفاده می‌کند، ولی توجه چندانی نمی‌شود که اگر در داخل به هر دلیلی نتوان بی‌اعتباری این شیوه‌ها را نشان داد، در سطح بین‌الملل قضیه متفاوت خواهد بود. وقتی که در یک گفت‌وگو وضع اقتصادی ایران را بهتر از اروپا و آمریکا معرفی می‌کنیم، مخاطب خارجی چگونه این موضوع را تحلیل می‌کند. اگرچه ما و رسانه‌های ایرانی در داخل کشور به شنیدن این نوع اظهارات عادت داریم و کار چندانی هم نمی‌توانیم درباره آن‌ها انجام دهیم، ولی رسانه‌های خارجی چنین نیستند».



نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: