4:10 صبح | ۱۳۹۸ شنبه ۲۸ دي
کد خبر: 35627 تاریخ انتشار: ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۷ آذر - 2:33 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

من از عشق لبریزم

لیلا مومن پور

 هوا سردست ...

من از عشق لبریزم

چنان گرمم ...

چنان با یاد تو در خویش سر گرمم ....

که رفت روزها و لحظه ها از خاطرم رفته ست!

هوا سردست اما من ...

به شور و شوق دلگرمم

چه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است!

تو را هر شب درون خواب می‌بینم

تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم

و وقتی از میان کوچه می‌آیی ...

و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم ...

به خود آرام می‌گویم :دوباره خواب می‌بینم!

دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد

بیا... من دسته های نرگس دی ماه را

در راه می چینم !!


برچسب هابرچسب ها: لیلا مومن پور ,


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: