8:56 صبح | ۱۳۹۸ سه شنبه ۲۶ شهريور
کد خبر: 39142 تاریخ انتشار: ۱۳۹۴ سه شنبه ۱۹ خرداد - 1:41 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

«نه»‌ی ترک‌ها به رویای نوعثمانی‌ گری

سید علی محقق

 ازهمان روزی که عبدالله گل مرد میانه رو و معتدل حزب حاکم ترکیه به آرامی از ریاست جمهوری کنار رفت تا رجب طیب اردوغان پس از چند دوره متوالی نخست وزیری بر جای او تکیه بزند مشخص بود که اردوغان برای خودش و ترکیه نوین، رویایی دیگر در سر دارد، رویایی که ریشه در تاریخ و گذشته این کشور دارد. طی سالهای گذشته ابعادی از این « رویا» فاش شده بود. رویکرد حزب عدالت و توسعه به وضوح نشان می داد که همانقدر که ولادیمیر پوتین تمایل دارد که شبحی از قدرت و شوکت دوران تزارها را در روسیه احیا کند، اردوغان و یارانش در ترکیه هم در حسرت نوستالژی دوران پرشکوه گذشته سرزمین خود هستند و بدشان نمی آمد که به مدد ابزارهای نوین حکومت داری و از کانال دموکراسی، بار دیگر امپراطوری عثمانی را زنده کنند. 

تلاش برای بازگشت به سنت های گذشته و یادآوری مستمر این بخش از تاریخ، اصرار بر احیای بخش های خاصی از فرهنگ ترکیه پیش از آتاتورک همچون بازگشت به خط و رسم ترکی، ماجرای ساخت و سازهای پارک گزی و مهم تر از همه نوع مواجهه سران این کشور با تحولات خاورمیانه و به ویژه حوادث سوریه و مصر، همه حکایت گر این رویا بودند. آنها در سه چهار سال گذشته به سبک برخی سلاطین عثمانی، سیاست تفرقه و تضعیف همسایگان خود به خصوص سوریه را پیش گرفتند تا به مدد همسایه های ضعیف قدرت بلامنازع منطقه به نظر برسند. آنها در راستای این استراتژی عهد قدیم، سیاست هایی به دور از توسعه گرایی و اعتدال خواهی را در عرصه سیاست خارجی پیش گرفتند و با چراغ سبز به تندروترین گروههای تکفیری و متحجر، عملا مرزهای جنوبی خود با عراق و سوریه را حیات خلوت داعش و القاعده کرده و فرودگاهها و جاده های این کشور در عمل به مسیری برای ترانزیت تروریست و انتقال تسلیحات و تجهیزات به درون خاک سوریه و عراق بدل شد. در روزهایی که شهرها و روستاهای شمالی سوریه و عراق و مردمان کرد و عرب و ترکمن و ایزدی در این دو کشور قربانی توحش داعش می شدند هم ارتش و هم سیاسیون حزب حاکم جز نظاره و کوتاهی کاری دیگر پیش نبردند که این راهبرد نوبرانه فقط بخشی از رویای نوعثمانی‌گری سران این کشور بود. با این همه، ساختار کنونی حکومت وبه ویژه اختیارات حداقلی مقام ریاست جمهوری رجب طیب اردوغان را به این رویا حتی نزدیک هم نمی کرد، سران و نظریه پردازان حزب باید فکری و کاری می‌کردند. از همین رو از میان دهها گزینه ای که رجب طیب اردوغان برای نشستن بر کرسی نخست وزیری در اختیار داشت، این مقام و مسئولیت به همان کسی سپرده شد که در مقام یک استاد دانشگاه و مدرس علوم سیاسی در ترکیه بیش از اینکه به عنوان یک چهره سیاسی شناخته شود به عنوان نظریه پرداز احیای نوعثمانی‌گری در کشور شناخته می شد. او باید به عنوان مسئول امور اجرایی کشور در دوره چندساله نخست وزیری اش، مقدمات کار را به گونه ای فراهم می‌کرد که با تکرار پیروزی های حزب در انتخابات امسال و تصاحب دو سوم پارلمان، شرایط را برای اصلاح قانون اساسی و افزایش اختیارات رییس جمهور فراهم می‌کرد. 
اما این فقط یک روی سکه سیاست در ترکیه است. در این سوی کارزار سیاست، قرار نانوشته اعضای حزب حاکم این بود که به پشتوانه حدود 1.5 دهه حاکمیت بلامنازع بر کشور و امیدواری به تداوم حمایت اکثریت، با افزایش اختیارات رییس جمهور و تبدیل جایگاه او به چیزی شبیه سلطنت سلطان سلیمان، تئوری نوعثمانی گری در کشور را عملی کنند. در سوی دیگر این کارزار اما همه احزاب اپوزیسیون دولت که از ترکتازی اعضای « حزب اعتدال و توسعه» به تنگ آمده‌ اند، تنها یک هدف را دنبال می‌کردند و آن این که این «قرار حزب حاکم» را به هر نحو ممکن بر هم بزنند.سرانجام نتیجه انتخابات روز یکشنبه و شمارش نهایی آرای ترک ها و کردهای ترکیه نتیجه این کارزار را معلوم کرد. علیرغم پیروزی نسبی حزب حاکم جزییات آرا و نحوه توزیع کرسی ها، به مثابه آب سردی بود که سران ترکیه را از این رویابافی به زمین سفت واقعیت آورد. اگرچه حزب «عدالت و توسعه» با کسب حدود 41 درصد آرا و ۲۵۸ کرسی در این انتخابات همانند همه انتخابات هایی که ابتدای قرن بیست و یکم تا کنون در این کشور برگزار شده اول شد، اما این بار از کسب اکثریت مطلق باز ماند و برای تداوم حضور در قدرت یا باید طی 45 روز پیش رو از میان سه حزب دیگری که در این رقابت موفق به کسب کرسی های پارلمان شده اند، رفیقی دست و پا کند و یا انتخابات تجدید شود. از قضا بقیه آرای مردم و کرسی های پارلمان به گونه ای در میان راست گرایان و چپ گراهایی با رویکردهای کاملا متفاوت تقسیم شده است، تا علیرغم برگزاری انتخابات و شمارش آرا، شرایط سیاسی این کشور حتی مبهم تر از روزهای قبل از انتخابات باشد. نکته قابل توجه این انتخابات علاوه بر کاهش اقبال اعتدال و توسعه پیروزی قابل توجه کردها و به طور کلی قومیت گراها و گروههای اپوزیسیون فعال علیه حزب حاکم است. در این انتخابات برای اولین بار کردهای ترکیه که بنا بر برخی روایت ها حدود 30 درصد جمعیت ترکیه را تشکیل می دهند، در قالب حزب نوپا و چپ گرای «دموکراتیک خلق ها» موفق شدند حدود 13 درصد آرا و ۸۰ کرسی پارلمان را از آن خود کنند.اگرچه ملی گراها و حکام دهه های گذشته ترکیه هیچ گاه به کردهای این کشور روی خوش نشان ندادند اما اسلام گراهای حزب اعتدال و توسعه هم در همه 13 سال گذشته آنها را در برزخ وعده های آشتی جویانه و وعده های ارائه برخی آزادی ها و سهم دهی در قدرت نگه داشته اند. سرانجام اما کردها این بار نه از طریق لابی گری و چانه زنی در پشت پرده که در قامت یک حزب، به صورت علنی و به مدد بخشی از آرای ترک های ترکیه سهمی از قدرت برای خود دست وپا کرده اند. شاید بخش عمده این 13 درصد همان آرایی باشد که حزب عدالت و توسعه امسال درمقایسه با انتخابات پیشین از دست داده است.برخورد حذفی حزب اعتدال و توسعه با چهار گروه اصلی اپوزیسیون دولت یعنی کمالیست های ملی گرا، کردهای قومیت‌گرا، جوانان لیبرال و طیف اسلامگرای فتح الله گولن در کنار عملکرد ضعیف و پرانتقاد دولت این کشور در حوزه سیاست خارجی و نحوه مواجهه آنکارا با همسایگان در جریان تحولات خاورمیانه بسیاری از آرای خاموش این کشور راپر اکنده کرد. به عبارتی می توان گفت موفقیت های دولت در حوزه اقتصاد و احیای فرهنگ نیمه شرقی و نیمه غربی ترکیه عملا تحت شعاع عملکرد منفی و پردافعه حزب حاکم در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی قرار گرفت و این مساله به وضوح خود را در صندوق های رای روز یکشنبه نشان داد. اگرچه اعتدال و توسعه همچنان اکثریت رای مردم و کرسی های پارلمان را در اختیار دارد و در هر صورت در تشکیل دولت نیز دست بالا را خواهد داشت، اما پیام این انتخابات و رای مردم ترکیه به وضوح شنیدنی است و آن اینکه دوران زوال حزب حاکم این کشور شروع شده است و مردم ترکیه به پروژه نوعثمانی گری اردوغان و داوداوغلو نه گفته اند.111
برچسب هابرچسب ها: ترکیه,عثمانی,


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: