2:37 عصر | ۱۳۹۷ سه شنبه ۲۹ آبان
پرسشکشتی
کد خبر: 43365 تاریخ انتشار: ۱۳۹۴ دوشنبه ۱۰ اسفند - 12:01 صبح ارسال به دوست نسخه چاپی

انتها

بهار حسنپور
و این انتهای من است 
و انتها
 تنها 
مردن نیست...
و یا پرچمی آن طرف تر 
و یا لحظه ی تعویض سال...
انتها ،
 انگشتریست 
که فرو میرود 
در بال هام 
و  سنگین نگین هایی   که 
می شکند کتف آسمانم را..
و تاجی که 
 قلاده خواهد بود
با زنجیر سینه ریزی   درشت 
که نشان میکند انتهای شعرم را.. 
و انتها 
 تنها 
 خداحافظ نیست 
که من با سلامی دوباره
 تمام خواهم شد،
 مثل راهی که تمام می شود 
قبل از بهشت..
و هیچ کس نمی داند 
بهشت کدام است و جهنم کدام...
 
کاش 
این شب به انتها نرسد 
که انتها تنها مردن نیست 
 شاید طلوع صبحی دیگر..
 
برچسب هابرچسب ها: بهار حسنپور,


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی:  
 
 
 
تدبیر خبر