7:08 صبح | ۱۳۹۸ جمعه ۱۵ آذر
کد خبر: 45684 تاریخ انتشار: ۱۳۹۵ دوشنبه ۱ شهريور - 1:33 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

شهید دانشجو سیدحسن حسینی

سید حسن حسینی
شیراز
عکاسی
۲۷ مرداد ۱۳۶۷
 شهید دانشجو سیدحسن حسینی
نام پدر : سید ابوالقاسم
تاریخ تولد: 1 فروردین 1344
محل تولد: علی آبادکتول
رشته تحصیلی: هنر
نام دانشگاه : شیراز
تاریخ شهادت : 27 مرداد 1367
محل شهادت: علی آباد کتول
عملیات:
خلاصه زندگینامه  شهید سید حسن حسینی
شهید سید حسن حسینی در تاریخ 1 فروردین 1344 در خانواده ای روحانی  و معتقد به اسلام در شهرستان علی آباد كتول دیده به جهان گشود . دوران ابتدایی را در مدرسه فاضل آباد سپری و جهت گذراندن مقطع متوسطه به شهرستان قم نقل مكان كرد و در دوران دبیرستان را در مدرسه امام صادق قم گذراند و موفق به اخذ دیپلم شد. بعد از دیپلم و شركت در كنكور سراسری دانشگاه در رشته هنر دانشگاه تهران پذیرفته شد . علاوه بر تحصیل در دانشگاه برای افزایش معرفت و شناخت علوم الهی به فراگیری دروس حوزوی نیز مشغول شد. مدتی به عنوان مسئول واحد حوزه هنری سازمان تبلیغات قم مشغول فعالیت شد با شروع جنگ تحمیلی به كار فیلمبرداری از جبهه و رزمندگان اسلام مشغول شد و بعد از مدتها حضور در جبهه و در كنار رزمندگان اسلام سرانجام در تاریخ 27 مرداد 1367 بر اثر سانحه رانندگی جهت ماموریت در منطقه فاضل آباد به درجه رفیع شهادت نائل آمد . و ندای حق را لبیك گفت.
گزیده وصیتنامه  شهید سید حسن حسینی
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
“یا ایها الذین امنوا هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله و علی اولاد المعصومین حجج الله”
نوشتن وصیت برایم آسان نیست ، نه مال و منالی دارم كه محاسبه نمایم و وصیت نمایم نه روشنگر مسیری هستم كه راه را مشخص كنم آنچه می خواهم در سطور ذیل آورم همان چیزیست كه در بین مردم نیكو طینت آموختم.
از شما مردم خوب و عزیز متشكرم ، از خداوند برایتان جزای خیر مسئلت دارم ، شما بودید كه با انقلاب خونینتان به رهبری فرزند حسین و پرچمدار قیام خونینش معنای زیستن را به ما آموختید ، شما بودید كه در برابر تجاوز كافران دفاع كردید و تا سركوبی تجاوزگران آرام نخواهید نشست . ما نیز از میان شما مردم پرورش یافتیم و در این دفاع مقدس شركت كردیم و ما را آنگونه آموختید كه چون حسین(ع) در میدان كارزار باشیم و همان كردیم كه شما مردم خداپرست خواستید و بر ما فرمان خدا چیزی نگفتید، چرا كه شما رهروان رهبر بزرگ این حركت اعظم الهی “روح خدا” هستید …
پدر و مادر عزیزم!
بر دستانتان بوسه می زنم ، سرافرازم كه والدینی چون شما داشتم پدر عزیزم كه غم مصیبت حسین(ع) را فریاد كردی و مادرم كه همراه شیرت اشك عزای حسین(ع) را به من نوشاندی ، پدر عزیزم خوشحال باش كه روضه هایت فریاد رسای من شد كه یا حسین(ع) بگویم. تو از هجرت حسین(ع) گفتی مهاجر شدم تو از هل من ناصرش گفتی لبیك گفتم، تو از رشادتش گفتی رشید شدم ، تو از مظلومیت حسین(ع) گفتی بر ظالم خروشیدم ، گفتی : سینه ام را آماج گلوله ها كردم و تو از شهادت حسین(ع) گفتی ومن شهید شدم.
و خونم مادر . . . ای مادر عزیزم همان قطره های شیر بود كه در رگهایم جاری ساختی تا حسنت احسن شود .احسن. مادر مغرور باش ، سرت را بالا بگیر قامتت را راسخ كن كه فرزندت را به لیاقت سربازی حسین(ع) رساندی و در روز محشر پیش جده ات زهرا(س) سرافراز و خشنود و مقربی و به شما تمامی دوستان و بستگانم عرضه بدارم كه برای این انقلاب خونبار حسینی(ع) رهرو راه زینب(س) باشید و بر دشمنان این نظام اسلامی مختار باشید كه انتقام خون گلوی اصغر(ع) و سر حسین(ع) را از حرمله و شمر ملعون بگیرید .
یك جمله را نیز به هنرمندان عرضه كنم ، هنرمندان عزیز تفكر كنید ، دقت كنید و خود را بشناسید و رسالت خود را دریابید ، بیائید مردانه و با صلابت تعهد و ایمان را به همراه تخصص بكار بندید و فرهنگ اصیل اسلامی را به این مسلمانان واقعی نشان دهید و همیشه به یاد داشته باشید كه تقوا و شجاعت می تواند به شما و اثر شما جان دهد.
ای تمامی خواهران باحجاب و مادران ایثارگر ، شما رهروان واقعی فاطمه (س) كه در قبل از انقلاب و پس از آن و در جنگ تحمیلی آن كردید كه باید یك زن فاطمه گونه انجام دهد، ای مادری كه لباس رزم فرزندت را با دستان پینه بسته ات در نیمه شب دوختی و ای خواهری كه در عصر عزیمت بر قامت رسای برادر جامه رزم پوشاندی و پس از شهادت برادر در مجلس ایراد سخن كردی اما باوقار، به اسارت در آمدی اما عفیف، به خصم شوریدی اما با حجاب ، دشمن را دست گزیده بر لب گذاردی كه كیست این زن؛ زنی كه فاطمه اش الگوست و زینب(س) جلودارش و من به عنوان یك فرزند از دامان تو و یك برادر از نگاه تو برایت صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم

 

برچسب هابرچسب ها: شهدای دانشجو,


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: