7:32 صبح | ۱۳۹۸ چهارشنبه ۳۰ مرداد
کد خبر: 46427 تاریخ انتشار: ۱۳۹۵ يکشنبه ۱۰ بهمن - 2:04 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

تجربیات یک خبرنگار از پوشش خبری پلاسکو

در طول دوران خبرنگاری‌ام خط قرمزهایی را برای خودم تعریف و تلاش کردم که نه تنها در حادثه پلاسکو، بلکه در حوادث دیگر هم به آنها پایبند باشم. یکی از این خط قرمزها این بود که از گریه و بی‌تابی خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، عکس نگیرم و از آنها خبر تهیه نکنم و دیگر اینکه از پیکر افرادی که جان باخته‌اند، عکس نگیرم.

مهدی بابایی خبرنگار حوادث ایسنا که مدت زیادی در محل حادثه پلاسکو حضور داشت، تجربیاتش از پوشش خبری حادثه پلاسکو را بیان کرد. 

این خبرنگار در این باره می‌گوید: «از زمانی که ساختمان پلاسکو آتش گرفت و پیش از زمان ریزش ساختمان تا آخرین روز آواربرداری در محل حادثه حضور داشتم، ولی طبیعتاً گاهی به دلیل خستگی مجبور به ترک محل می‌شدم. فکر می‌کنم یکی از مشکلاتی که رسانه‌ها در بحران پلاسکو با آن مواجه شدند، این بود که خبرنگار بحران چندان نداشتیم و این به فرآیند کار خبری آسیب‌هایی وارد می‌کرد.»

او که شش سال است تجربه خبرنگاری حوادث را دارد، ادامه می‌دهد: «در تمام این سال‌ها حادثه‌ای به این بزرگی ندیده بودم و افرادی که سابقه بیشتری در این حوزه دارند هم گفتند که چنین حادثه بزرگی را ندیده بودند. این اولین برج تهران بود که فرو ریخت و از الان به بعد باید منتظر ریختن دیگر برج‌های قدیمی تهران باشیم.»

بابایی افزود: «در طول دوران خبرنگاری‌ام خط قرمزهایی را برای خودم تعریف و تلاش کردم که نه تنها در حادثه پلاسکو، بلکه در حوادث دیگر هم به آنها پایبند باشم. یکی از این خط قرمزها این بود که از گریه و بی‌تابی خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، عکس نگیرم و از آنها خبر تهیه نکنم و دیگر اینکه از پیکر افرادی که جان باخته‌اند، عکس نگیرم.»

بابایی درباره حال و هوای غم‌انگیز پلاسکو  و تاثیری که روی خبرنگاران داشت، می‌گوید: «خبرنگار بحران بودن یعنی با این فضاها سر و کار داشتن. قطعا لحظات خیلی ناراحت‌کننده‌ای را در این دوران پشت سر گذاشتیم، مثل اینکه چند تن از شهدای آتش‌نشان را از پیش می‌شناختم یا آتش‌نشان‌هایی که در محل حادثه حضور داشتند و گاهی بی‌تابی می‌کردند از دوستانم بودند؛ اما نگذاشتم که این احساسات روی کار خبر تاثیر بگذارند و تمام این تفکرات را گذاشتم برای زمانی که از محل حادثه دور شدم. این نتیجه‌ی تجربه‌هایی است که در حادثه‌های دیگری مثل زلزله و سقوط هواپیما به‌دست آورده‌ام.»

او همچنین درباره وضعیت خبرنگاران در حادثه پلاسکو می‌گوید: «خوب است که در مواقع بحرانی اخبار ساماندهی شود، اما تشکیل یک ستاد بحران در هنگام وقوع حادثه انتظار معقولی نیست. در حادثه پلاسکو هم چند روز پس از وقوع حادثه این اتقاق افتاد و اخبار از سوی آقای ملکی که به نوعی سخنگوی بحران بود، در اختیار خبرنگاران قرار می‌گرفت. اگر گاهی مشکلاتی هم در این زمینه پیش می‌آمد، به این دلیل بود که ایشان با خبرنگاران حوادث در ارتباط بود و سایر خبرنگران حاضر در محل را نمی‌شناخت.»

«یکی دیگر از مشکلاتی که در بحث خبر با آن مواجه بودیم، این بود که خبرنگارانی که نمی‌توانستند در محل حادثه و محوطه پلاسکو حاضر شوند، اخبار و اطلاعات را از منابع غیرموثق منتشر می‌کردند، یا اینکه افرادی در محل حضور داشتند که فقط برای بالاتر بردن دنبال‌کنندگان خودشان در توئیتر در محل حضور پیدا می‌کردند و هیچ آشنایی با خبرنگاری بحران نداشتند.»

او با بیان اینکه خبرنگاران نباید مانع عملیات امداد شوند، ادامه می‌دهد: «به نظرم مهمتر از اطلاع‌رسانی و خبر، نجات جان افرادی است که نیاز به کمک دارند؛ به عنوان مثال حضور خبرنگار صداوسیما در کنار افرادی که در حال امدادرسانی بودند و مصاحبه با آنها، بی‌معنی و حتی خنده‌دار بود.»

بابایی همچنین معتقد است: «نکته بسیار مهمی که در حادثه پلاسکو به چشم آمد این بود که رسانه‌های رسمی ما بسیار از شبکه‌های اجتماعی عقب هستند. جدا از بحث شایعه که در این شبکه‌ها وجود دارد و گاهی حتی برخی از رسانه‌های رسمی هم به این شایعات دامن می‌زنند، برد اخبار در شبکه‌های اجتماعی بیشتر از رسانه‌های رسمی است. رسانه‌های رسمی باید به‌روز شوند و حضورشان را در شبکه‌های اجتماعی پررنگ‌تر کنند تا هم امکان شایعه را کمتر کنند و هم مخاطبان شبکه‌های اجتماعی را جذب کنند.»

بابایی با بیان اینکه پلاسکو تمام نشده است، ادامه می‌دهد: «حادثه‌ای که برای پلاسکو رخ داد، می‌تواند برای بسیاری دیگر از ساختمان‌های تهران رخ دهد. فکر می‌کنم رسانه‌ها و خبرنگاران باید مسئولان را به سمت پاسخگویی درباره ساختمان‌هایی با وضعیت مشابه با پلاسکو ببرند. ما در حادثه پلاسکو شانس آوردیم که این اتفاق در زمانی رخ داد که افراد کمی در ساختمان حضور داشتند، اما ممکن است دیگر شانس با ما همراه نباشد و ساختمان دیگری در ساعت شلوغی دچار حادثه شود. رسانه‌ها باید مردم را نسبت به حوادث آینده حساس و مسئولان را در این باره پاسخگو کنند.»

او همچنین درباره تاثیر حضور برخی از مسؤولان و چهره‌ها بر روحیه آتش‌نشان‌ها می‌گوید: «به نظرم حضور برخی از چهره‌ها در محله حادثه بی‌معنی بود. میان آن همه آتش‌نشانی که در حال فعالیت هستند، حضور این افراد بیشتر روی سربازها تاثیر دارد تا روی آتش‌نشان‌ها. برای بالا بردن روحیه آتش‌نشان‌ها باید کارهای دیگری انجام ‌می‌شد. البته از طرفی هم آمدن مسئولانی مثل رئیس‌جمهور، باعث قوت قلب می‌شود. اما به عنوان مثال حضور یکی از اعضای شواری شهر که با کت و شلوار در محل حادثه حاضر می‌شود و به هیچ رسانه و عکاسی هم نه نمی‌گوید، صرفا برای مطرح شدن است.»

«حضور مسؤولان مرتبط با حادثه مثل شهردار تهران یا رییس پلیس تهران لازم بود، اما حضور مسؤولان غیرمرتبط یا کمتر مرتبط آن هم بیش از یک بار، لازم نبود.»

پایان پیام



نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: