11:19 صبح | ۱۳۹۸ دوشنبه ۴ شهريور
کد خبر: 51468 تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ دوشنبه ۲۷ آذر - 3:37 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

خشونت خیابانی علیه زنان

سیدحسن موسوی چلک

یک از موضوعاتی که در همه جوامع وجود دارد، داشته و خواهد داشت و جامعه ما هم از آن مستثنا نیست، موضوع همسرآزاری است که در ایران بیشتر با موضوع خشونت علیه زنان مطرح می‌شود. اما آنچه در این بخش مهم است، توجه به چند نکته است تا بعد به آمار 75 تا 98درصد زنانی که مورد آزار خیابانی قرار گرفته‌اند، برسیم.

نخستین نکته اینکه ما اصلا آمار دقیقی نداریم، چون درواقع سیستم ثبت دقیقی راجع به این موضوع نداریم. پس چگونه می‌توانیم بگوییم که 98درصد زنان در ایران مورد آزار واقع می‌شوند؟! گرچه ممکن است براساس تعریفی که از آزار داریم و از آنجا که شاخص‌ها تعیین‌کننده هستند، آمار متفاوت شود، ولی اینکه فکر کنیم چیزی حدود 100درصد زنان درگیر آزار هستند را خیلی نمی‌پذیریم.

ضمن اینکه با یک پژوهش هم نمی‌توانیم همه موضوعات را به کل کشور تعمیم دهیم. شاید لازم باشد راجع به این نوع آمارها؛ روش کار، جامعه هدف و جامعه آماری مورد توجه قرار بگیرد. البته کاری شبیه به این پژوهش هم چندسال قبل انجام شده بود که رقمی خیلی پایین‌تر از این را نشان می‌داد. بخش رصدی که بهزیستی سال گذشته انجام داد، گویای حدود 27درصد بود که مورد این نوع آزارها قرار می‌گیرند و طبق نظام رصدی که در تهران فعال شده، به این عدد . گرچه در مورد موضوع خشونت علیه زنان آیا فقط آزار جسمی یا آزار جنسی را مبنا قرار می‌دهیم؟ طبیعتا ما در کنار اینها، موضوعات دیگری هم داریم. خشونت، تحقیر، تمسخر و تعقیب از مصادیق خشونت روانی محسوب می‌شود. گرچه در ایران عموما خشونت‌های جسمی بیش از هر زمانی مورد توجه قرار می‌گیرد، اما فکر می‌کنم آزارهای روانی و عاطفی بیش از سایر انواع خشونت باشند. اینکه می‌گوییم آزار خیابانی محدود به یک قشر یا گروه خاص است، این‌طور نیست و در همه اقشار وجود دارد و ممکن است شکل آن متفاوت باشد.

بعضی از موضوعات که ممکن است تفاوت‌هایی در میان گروه‌های فقیر و غیرفقیر، باسواد و بیسواد، شهری و روستایی داشته باشد، می‌تواند با اشکال متفاوت بروز کند. نمی‌توانیم بگوییم یک قشر خاص عمدتا درگیر این موضوعات است. معمولا این نوع آزارها به‌ویژه آزارهای جسمی در خانواده‌هایی که مهارت‌های حل مشکل را ندارند و فاقد تحصیلات بالا هستند، بیشتر خودش را نشان می‌دهد، اما آزارهای عاطفی در میان خانواده‌هایی با تحصیلات بیشتر بروز دارد. چون دیگر معمولا در این طبقه اجتماعی کتک‌زدن خیلی معنا ندارد. وقتی نظارت اجتماعی بیشتر باشد، طبیعتا وقوع رفتار خشونت‌آمیز علیه زنان کمتر می‌شود. نظارت اجتماعی که کمتر باشد، این اتفاق بیشتر می‌افتد و به نظر می‌رسد طبیعی و بدیهی است. اما آنچه مهم است اینکه ما مهارت‌های کنترل خشم را داشته باشیم.

این بیش از هر چیزی می‌تواند تعیین‌کننده باشد. مهارت‌های ارتباط بین فردی و ارتباط موثر را بدانیم. حتی جاهایی باید مهارت‌های تصمیم‌گیری درست را بدانیم، چون خیلی وقت‌ها ممکن است خشونت‌ها در این بخش اتفاق بیفتد. یک پژوهش نمی‌تواند مبنای خشونت علیه زنان در ایران باشد. اما اینکه خشونت علیه زنان در ایران به‌اشکال مختلف وجود ندارد را هم نمی‌توان کتمان کرد. حالا اگر این روزها بیشتر گزارش می‌شود، به بیشتر شدن آگاهی مردم برمی‌گردد، ضمن اینکه منابع بیشتری هم در اختیار هست. ما در گذشته اورژانس اجتماعی و حتی 110 هم نداشتیم، ولی امروز اینها را داریم و طبیعتا وقتی دسترسی به منابع بیشتر می‌شود، خروجی‌ها هم خودش را بیشتر نشان می‌دهد.

 

 

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 
 


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: