7:04 صبح | ۱۳۹۷ پنج شنبه ۲۹ شهريور
پرسشکشتی
کد خبر: 51893 تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ شنبه ۲۱ بهمن - 4:07 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

كاری از دست من برنمی‌آید!

عباس عبدی

سخنان جناب آقای جنتی، دبیر شورای نگهبان كه در روزهای گذشته در نشست هماهنگی بزرگداشت چهلمین سالگرد انقلاب بیان شد از چند جهت موجب تعجب گردید و شایسته است كه این جهات مورد بحث و نقد قرار گیرد. آقای جنتی اظهار داشت كه «ما یك مجموعه وظایف عمومی داریم و باید مانع حركت ماشین‌های میلیاردی در خیابان‌ها باشیم. مردم مستضعفی كه نان برای خوردن ندارند این ماشین‌های گران‌قیمت را در خیابان‌ها می‌بینند؛ باید به فكر اینها بود... وضعیت معیشتی مردم بسیار بد است، البته من وارد این حوزه نمی‌شوم چون كاری از دستم برنمی‌آید اما زمانی كه غذا می‌خورم ناراحتم كه چرا ما دست‌مان به دهان‌مان می‌رسد ولی برخی دیگر از مردم این امكان را ندارند... مسوولان باید با وضع فقیرانه زندگی كنند تا فقرا از غصه دق نكنند؛ وقتی وضع معیشتی بد باشد همین فقرا در خیابان اعتراض می‌كنند چرا كه نمی‌توانند زندگی را تحمل كنند... باید مردم را قانع كرد تا متوجه شوند كه به فكرشان هستیم و اگر هم نتوانسته‌ایم كاری بكنیم تصمیم داشته‌ایم ولی موفق نشده‌ایم.» اول از همه این اظهار ناتوانی یا ناموثر بودن شخص ایشان در حل مسائل كشور جای تعجب دارد، زیرا هنگامی كه درباره جایگاه شورای نگهبان سخن گفته می‌شود ...


آن را در حد بسیار بالایی ارتقا می‌دهند، ولی اكنون كه زمان مسوولیت‌پذیری درباره مسائل است قدرت اعضای آن را در حد یك شهروند عادی و ناتوان معرفی می‌كنند. ولی واقعیت جز این است. اگرچه قصد نداریم كه همه قصور و تقصیرات را متوجه شورای نگهبان كنیم، قطعا چنین كاری ناعادلانه است. ولی در فضای كلی كشور باید میان قدرت و مسوولیت تناسب برقرار باشد. شورای نگهبان یكی از موثرترین نهادهای كشور در خوب و بد وضع آن است. شورای نگهبان از چند طریق تاثیر تعیین‌كننده دارد. اول از همه از بعُد نظارتی اثرگذار است. با تعریف و تفسیر جدیدی كه از اختیارات خود كرده‌اند و نظارت بر انتخابات را هر طور كه می‌خواهند و درست می‌دانند اجرا می‌كنند، لذا در نهایت تركیب مجلس و حتی انتخابات ریاست‌جمهوری به نحوی و به‌طور مستقیم محصول این نوع از نظارت شورای نگهبان است. اتفاقا دولت نیز محصول شورای نگهبان است، زیرا وزرا از مجلس رای اعتماد می‌گیرند؛ مجلسی كه محصول نظارت استصوابی با تعبیر بسیار ویژه و شاذ هستند. بنابراین این ساختار كلی قوه مجریه و مقننه كمابیش و به‌طور مستقیم محصول خواست شورای نگهبان است. ممكن است گفته شود كه اینها را مردم رأی می‌دهند. بله درست است، ولی مستقل از نحوه نظارت بر رای‌گیری و تایید صحت آن، شورای نگهبان فیلتر مهمی در شكل‌گیری انتخاب افراد برای مجلس و ریاست‌جمهوری است. نه‌تنها این دو كه در انتخابات خبرگان نیز این نقش را دارد. همچنین تفسیری كه از قانون می‌شود، معادل همان برداشت و سلیقه‌ای است كه این شورا و به‌طور ویژه دبیر آن از قانون دارد. بنابراین اگر بر فرض كه ٢٠ نفر ظرفیت نامزد شدن در انتخابات را داشته باشند، در عمل ١٦ نفر آنان را می‌توان رد صلاحیت كرد و به مردم اجازه داد كه از میان ٤ نفر باقیمانده یكی را برگزینند. ملاحظه می‌شود كه انتخاب اصلی و مهم‌تر از سوی شورای نگهبان صورت گرفته است. به علاوه بیشتر نمایندگان مجلس در تمامی حركات و گفتار و كردار خود به گونه‌ای رفتار می‌كنند كه مبادا در دور بعد از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شوند لذا بسیار محتاطانه عمل می‌كنند و حتی‌المقدور مسائل را نادیده می‌گیرند.
نمایندگان مجلس كه از طریق این نوع نظارت بر كرسی مجلس تكیه زده‌اند، از طریق قانونگذاری، نظارت بر قوای كشور و نیز رأی اعتماد به دولت نقش تعیین‌كننده‌ای در اداره امور كشور دارند، ولی نقش مهم‌تر برعهده شورای نگهبان است كه نمایندگان و نیز قوانین آنان از صافی این شورا عبور می‌كند. این شورا بر كلیه مصوبات مجلس از حیث تطبیق دادن با شرع و قانون اساسی نظارت تامه دارد و اخیرا این نظارت را بر قوانین مصوبه قبلی خود نیز تسری داده است! كه نظر شورا درباره عضویت شهروند زرتشتی شورای شهر یزد نمونه بارز آن است. حضور شورای نگهبان تقریبا به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر كلیه قوا سایه افكنده است. در مورد دستگاه قضایی نیز از طریق قانونگذاری اثرگذار هستند كه در این زمینه حرف آخر را می‌زنند. قصد من این نیست كه بگویم لزوما درباره تطبیق قوانین با شرع یا قانون اساسی حرف درست یا نادرست می‌زنند، بلكه هدف این است كه بگوییم اینها قدرت و اختیارات آنان و شخص آقای جنتی است. در چنین فضایی مسوولیت وضع كلی جامعه به عهده همه كسانی است كه قدرت دارند و این مسوولیت متناسب با اندازه این قدرت است. مشكلات كشور را نمی‌توان تجزیه كرد و گوشه‌ای از آن را به عهده فرد یا افرادی گذاشت. اكنون مشكلات كشور یك مجموعه در هم تنیده است كه راه‌حل‌های موردی و جزیی ندارد. باید در قالبی كلان‌تر از امور جزیی حل‌وفصل شود.
نكته دیگر سخنان آقای جنتی مربوط به ساده‌زیستی است و اینكه گویی مشكل كشور ساده زیست نبودن مسوولان است. در این موضوع آن قدر پیش رفتند كه درخواست انجام عمل غیرقانونی كرده‌اند تا مانع از حركت به قول ایشان میلیاردی در خیابان‌ها شوند! البته ما هم دوست داریم كه مسوولان كشور از تجملات دور باشند یا فقرا هنگامی كه با مسوولان ساده‌زیستی مواجه می‌شوند، درد فقرشان كمتر می‌شود. ولی این مساله اصلی نیست و چه بسا تاكید یك‌سویه بر ساده‌زیستی موجب شد كه كارآمدی نادیده گرفته شود. كسی كه ساده‌زیستی خود را به رخ دیگران می‌كشد، در حقیقت در پی پوشاندن ناكارآمدی خود است. بیایید فرض كنیم كه یك رییس‌جمهور با همه وزرایش در بهترین خانه‌ها زندگی كنند، بهترین خودروها را داشته باشند، هر روز صبح و ظهر و شب بهترین خوراك دریایی را با خاویار صرف كنند!! در عرض چهار سال هزینه همه این ریخت‌وپاش‌ها صد میلیارد تومان نمی‌شود. ولی این به چشم دیگران می‌آید، در حالی كه نابخردی مدیر ساده‌زیست موجب شده كه امروز با مساله موسسات پولی غیرمجاز مواجه شویم كه برای رفع مشكلات آن یك رقم تاكنون ١١ هزار میلیارد تومان از جیب ملت پرداخت می‌شود. یعنی به ازای هر خانوار حدود ٥٠٠ هزار تومان و می‌گویند كه بعید است بیش از ٤ هزار میلیارد آن برگردد ولی این رقم به چشم كسی نمی‌آید، در حالی كه از جیب مردم رفته است. به‌علاوه چرا باید بعد از ٤٠ سال در ایرانی كه هزاران میلیارد دلار نفت مفت را فروخته كسی نان نداشته باشد بخورد كه جناب جنتی ناراحت گرسنگی او باشند؟ اگر پیش از انقلاب برای گرسنه غصه می‌خوردند معقول بود ولی اكنون ٤٠ سال پس از انقلاب و همواره در بالاترین سطح قدرت بودن و همچنان غصه‌دار مردم گرسنه بودن چیزی جز فرار از مسوولیت نیست.


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی:  
 
 
 
تدبیر خبر