3:18 عصر | ۱۳۹۷ سه شنبه ۲۹ آبان
پرسشکشتی
کد خبر: 54337 تاریخ انتشار: ۱۳۹۷ پنج شنبه ۷ تير - 9:05 صبح ارسال به دوست نسخه چاپی

استفاده از قواعد بازی فوتبال در بازی سیاست

دکتر جواد اطاعت
 
مسابقه فوتبال امروزه به پدیده ای مهم و جهانی تبدیل شده است. فوتبال نه تنها به عنوان یک ورزش که در جام جهانی به مسابقه ملت 
ها و کشورها تبدیل است. تبعات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی آن گستره جهانی یافته و میلیون ها نفر به صورت مستقیم یا 
از طریق گیرنده های خود آن را تماشا می کنند. من هم این روزها سعی می کنم حداقل بازی های مهم را ببینم، اما آنچه برایم جالب 
توجه است و فکر می کنم می تواند الگوی مناسبی باشد و به عبارتی می توان از آن درس گرفت، استفاده از قواعد بازی فوتبال در 
بازی سیاست است که به صورت مختصر به آن اشاره می شود. 
1 - اصل اول حاکمیت قواعد بازی است. بازی زمانی شکل می گیرد که قواعد و مقررات حاکم بر آن از جانب طرفین پذیرفته شده و 
مراعات گردد. کما این که قوانین و مقررات حاکم بر انتخابات و رعایت آن در عرصه سیاسی نیز از ضروریات و اصول اولیه و 
بدیهی هر رقابت سیاسی است. 
2 -موضوع مهم و محوری دیگر در بازی فوتبال وجود رقیب است. در مسابقات فوتبال نه تنها با عدم وجود رقیب بازی شکل نمی 
گیرد که رقیب ضعیف نیز ارزش چندانی به مسابقه نمی دهد.این اصل از اصول رقابت سیاسی نیز می باشد. متاسفانه در برخی از 
کشورها، به این اصل مهم توجه نمی شود و جریان حاکم سعی می کند با حذف یا تضعیف رقیب بازی سیاسی را در شرایطی نابرابر 
به انجام برساند. به عبارتی در اینگونه کشورها ممکن هست تعدد نامزدها را شاهد باشیم، اما تکثر سیاسی وجود نداشته باشد. بعضا  
در ایران برخی که اشنا با مسائل سیاسی نیستند می گویند ، فرد، حزب یا جریان سیاسی که قانون اساسی را قبول ندارد نمی تواند در  
انتخابات شرکت کند، این درحالی است که چه بسا این احزاب اصوال برای تغییر قانون اساسی نامزد انتخابات شده باشند. برای مثال  
در فرانسه حزب کمونیست که اصوال با نظام سیاسی حاکم بر فرانسه مخالف هست، در انتخاباتهای مختلف نامزد میشود که در  
انتخابات ریاست جمهوری با یکی دو درصد رای بازنده میشود. 
3 -اجرای صحیح قواعد و مقررات ، نیازمند داور یا داورانی است که ضمن بی طرفی کامل بدون هیچ گونه مالحظه و یا جانبداری 
بر اجرای این قواعد سماجت نموده و آن را در عرصه عمل ساری و جاری دارند. نگاه تیزبین بازیکنان، مربیان و تماشاچیان، اجازه 
جانبداری داور یا داوران از یک تیم خاص را نمی دهد و داورانی که اصل بی طرفی را رعایت نکنند مشروعیت خود را از دست 
داده و باید جایگاه داوری را ترک گویند. البته نیازی به توضیح نیست که در برخی از رقابت های سیاسی ، داوران خود به بازیگر 
نیز تبدیل می شوند؟! بنابر این شرط اولیه برگزاری رقابت سیاسی حضور داوران بیطرف و مهمتر از آن داوری بیطرفانه است. 
4 - پذیرش و مراعات جدی اصل عدم تخریب رقیب و یا به عبارتی بازی جوانمردانه از دیگر الزامات است که در غیر آن داوران 
بالفاصله موظف به اجرای سازوکارهای تببیهی می باشند. 
5- اصل شایسته گزینی نیز از دیگر اصول بدیهی این عرصه است. اگرچه ممکن است به دلیل پاره ای از مالحظات و یا اشتباهات 
این اصل به طور مطلق اجرا نشود؛ اما قطعا به طور نسبی اجرا می گردد. چرا که در غیر این صورت عدم موفقیت و شکست 
قطعی است. به عبارتی اگر قرار است در تیمی موفق ظاهر شویم باید تا آنجا که ممکن هست بهترین ها را روانه عرصه رقابت کنیم  
که در سیاست و حکومت به شایسته گزینی تعبیر میشود. 
6 - مدیریت و راهبری صحیح تیم برای کسب پیروزی و توجه به استراتژی و تاکتیک های مورد نیاز. 
7 - روحیه کار جمعی که نتیجه همدلی ، هماهنگی و هدف مشترک است. 
8 -اصل شفافیت، بدین معنا که مسابقه در حضور بینندگان و تماشاچیان صورت میگیرد و قضاوت آنان نیز حائز اهمیت بسیاری 
است.
9 - نقد منصفانه کارشناسان از دیگر ویژگی های مسابقات فوتبال است کما این که می بینیم کارشناسان فوتبال با دقت و ظرافت، 
تمامی نقاط قوت و ضعف تیمی و فردی را مورد ارزیابی قرار می دهند. به قول ظریفی ، کاش همانگونه که عملکرد تیمی و فردی 
بازیکنان، متولیان و مربیان در رسانه ملی در آیینه نقد قرار می گیرد، عملکرد جمعی و فردی متولیان و دست اندرکاران عرصه 
سیاست و حکومت نیز با نگاه کارشناسی از گرایش های مختلف فکری مورد بحث و بررسی قرار می گرفت. 
10 - بازنشستگی بهنگام از دیگر ویژگی های این عرصه ورزشی است. بازیکنان تا سن معینی می توانند در میادین به فعالیت 
مبادرت ورزند. از آن به بعد با پذیرش واقعیت و ترک عرصه در حوزه های دیگری همانند مربیگری، امور کارشناسی و انتقال 
تجربه اقدام می کنند. 
11 -قضاوت افکار عمومی؛ اگرچه اکثریت قریب به اتفاق تماشاگران، متخصص و کارشناس فوتبال نیستند، اما تا حدود زیادی می 
توانند نقاط قوت تیم ها، بازیکنان، مربیان و داوران را تشخیص دهند. این موضوع در حوزه سیاست و حکومت نیز ساری و جاری 
است. چه بسا
 
مردم متخصص و کارشناس امر مدیریت و اداره کشور نیستند؛ اما در صورت اطالع رسانی صحیح به نیکی نقاط قوت 
و ضعف را در می یابند و می توانند با این پشتوانه در انتخاب های بعدی دست به گزینش زده و تیم های قوی تر و افراد شایسته تری 
را برای اداره جامعه خود در انتخاباتی آزاد، عادالنه و رقابتی انتخاب نمایند. 
12 - نکته دیگری که حائز اهمیت است، الگو بودن عرصه رقابت ورزشی در عرصه سیاست بین المللی است. در بازی فوتبال 
شاهدیم که تیم فوتبال ایاالت متحده آمریکا مثل سایر کشورها در عرصه رقابت ها در شرایط عادالنه ای حضور پیدا می کند. در این 
عرصه ورزشی تفاوتی بین تیم آمریکا و موناکو، غنا، ساحل عاج و .... وجود ندارد. هر دو تیم در شرایط برابر، در مقابل یکدیگر 
مسابقه می دهند تا تیمی که از توانایی های بیشتری برخوردار است پیروز میدان شود. مالحظه می کنیم که معموال تیم فوتبال آمریکا 
به دلیل ضعف نسبت به سایر تیم های ورزشی از جمله برزیل، آرژانتین و .... زودتر عرصه رقابت را به دلیل شکست در بازی 
ترک می کند. ای کاش در عرصه مناسبات سیاسی بین المللی نیز قدرت های بزرگ به ویژه ایاالت متحده آمریکا با سایر کشورها در 
شرایط مساوی وارد عرصه رقابت می گردید و توانایی های اقتصادی، سیاسی، نظامی و تبلیغاتی این کشور عرصه را بر سایر 
کشورها تنگ تر نمی نمود و دیگر کشورها می توانستند در شرایط عادالنه در عرصه روابط بین الملل با یکدیگر رقابت کنند. امید 
آنکه قواعد و ضوابط حاکم در عرصه ورزش فوتبال به عنوان الگویی عرصه سیاست و حکومت در ابعاد داخلی و بین المللی را از 
خود متاثر ساخته و سیاستمداران از این ورزش جهانی استفاده بهینه ای نموده و ضوابط بازی سیاسی همانند قواعد حاکم بر بازی 
فوتبال نهادینه و اجرا گردد. 
13 -تخصص گرایی از دیگر موضوعاتی است که در عرصه رقابتهای ورزشی به شدت بر آن تاکید میشود.برای مثال امکان ندارد  
فرد فاقد تخصص به عنوان مربی فوتبال انتخاب شود. کاش در عرصه سیاست و حکومت در ایران هم همانند فوتبال از صاحب  
نظران و متخصصان استفاده میشد. کما اینکه مربیان فوتبال در ایران ممکن هست غیر ایرانی و غیر مسلمان هم باشند. 
نتیجه اینکه اگر در عرصه سیاست و حکومت در ایران قواعد حاکم بر بازی فوتبال حاکم میشد، این کشور هم میتوانست در عرصه  
های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موفق ظاهر شود و در عرصه بین المللی هم ایفای نقش موثری عهده دار شود.
منتشر شده در روزنامه اعتماد ملی سال85
برچسب هابرچسب ها: دکتر جواد اطاعت,


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی:  
 
 
 
تدبیر خبر