4:17 عصر | ۱۳۹۸ چهارشنبه ۴ ارديبهشت
کد خبر: 58998 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ دوشنبه ۱۹ فروردين - 3:50 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

مشکل کجاست؟؛ سد مدیریتی

عباس عبدی

 🔘هنگامی كه یك بلای طبیعی و غیر طبیعی، مثل سیل، زلزله، آتش‌سوزی و... رخ می‌دهد، مردم درگیر در آن حادثه بیشترین زجر را متحمل می‌شوند. از دست دادن عزیزان، مصدومیت خودشان، از دست رفتن مال و منال و سرمایه و شغل و از همه مهم‌تر نیازهای ضروری آنان چون آب و غذا، سرپناه، دارو و مایحتاج زندگی... اعتماد به نفس را از آنان می‌گیرد و توقع آنان از كمك حكومت و مردم دیگر، رفتاری طبیعی و قابل انتظار است. بویژه اگر در مرحله پیشگیری یا در مرحله امدادرسانی تمهیدات مناسب صورت نگرفته باشد انتظارات و انتقادات بیشتر و طبیعی‌تر است. بنابراین هرگونه اعتراض خسارت‌دیدگان اخیر قابل فهم است و اگر هر یك از ما نیز در چنین وضعی قرار گیریم، كمابیش رفتار مشابهی خواهیم داشت. 

🔘از همین منظر اعتراضات و انتقادات دیگرانی كه به طور مستقیم دچار این بلایا نشده‌اند ولی نسبت به سرنوشت سایر هم‌وطنان خود حساس هستند نیز قابل فهم است. اتفاقاً همین نقدها و اعتراضات است كه موجب فشار به مسئولین و تحریك احساسات جامعه برای افزایش امدادرسانی می‌شود. ولی اگر این نقدها و اعتراضات از حدی بیشتر شود، به احتمال فراوان اثرات منفی خواهد داشت.
🔘پرسشی كه در جریان سیل اخیر باید مطرح شود این است كه آیا این حد از هجوم تبلیغی و روانی علیه دولت و حتی فراتر از آن علیه حكومت معقول بود یا خیر؟ اگر نبود، علت آن چیست؟ می‌كوشم كه در این یادداشت پاسخی اجمالی به این پرسش بدهم.
🔘به نظر می‌رسد كه پاسخ به این پرسش بستگی مستقیم به زاویه دید و نگاه ما دارد. اگر حكومت و دولت ایران را با یك حكومت در حال توسعه و معمولی مقایسه كنیم به احتمال فراوان عملكردش در سیل اخیر نمره مردودی نمی‌گیرد. این داوری بدان معنا نیست كه این عملكرد ضعف و كمبودی نداشته است، بلكه در مجموع می‌توان چنین ارزیابی کرد. با برخی از دوستان ناظر بر امور كه گفتگو می‌شود این ارزیابی را با توجه به حجم بارش‌ها و امكانات كشور و مقایسه میزان خسارات جانی، غیر معقول نمی‌دانند.
🔘مشكل از اینجا آغاز می‌شود كه ساختار رسمی ایران حاضر نیست كه شرط این نتیجه را بپذیرد، یعنی خود را در سطح یك حكومت و جامعه در حال توسعه مثل سایر جوامع در حال توسعه ارزیابی كند. اگر این شرط پذیرفته شود، آنگاه بسیاری از داعیه‌های رسمی و بلند آن با پرسش مواجه خواهد شد. در واقع اگر از زاویه دیگر و متناسب با ادعاهای رسمی ساختار به سیل اخیر نگاه كنیم، مطلقاً نمره قبولی نخواهد گرفت. قصد من مردود دانستن این بخش و آن بخش از مدیریت كشور نیست. بلكه یك ارزیابی كلی از تناسب داعیه‌های رسمی ساختار با عملكرد آن در مواجهه با یك پدیده البته ویرانگر، مثل سیل اخیر است. 
🔘مشكل از اینجا آغاز می‌شود كه ساختار رسمی ایران حاضر نیست كه شرط این نتیجه را بپذیرد، یعنی خود را در سطح یك حكومت و جامعه در حال توسعه مثل سایر جوامع در حال توسعه ارزیابی كند. اگر این شرط پذیرفته شود، آنگاه بسیاری از داعیه‌های رسمی و بلند آن با پرسش مواجه خواهد شد. در واقع اگر از زاویه دیگر و متناسب با ادعاهای رسمی ساختار به سیل اخیر نگاه كنیم، مطلقاً نمره قبولی نخواهد گرفت. قصد من مردود دانستن این بخش و آن بخش از مدیریت كشور نیست. بلكه یك ارزیابی كلی از تناسب داعیه‌های رسمی ساختار با عملكرد آن در مواجهه با یك پدیده البته ویرانگر، مثل سیل اخیر است. 
🔘ریشه اعتراضات و نقدهای مردم نیز همین ناهمخوانی میان سطح ادعاها و عملكردها است. اگر بهترین تیم فوتبال جهان 3 گل هم به تیم ایران بزند، این نه برای آنان افتخار است و نه برای تیم ایران سرشكستگی، حتی باخت یك بر صفر ما می‌تواند موفقیت محسوب شود. ولی برد خفیف یک بر هیچ نپال برای ایران شکست تلقی خواهد شد. زیرا نتیجه هر بازی را برحسب سطح انتظارات و توقعات و داعیه‌ها می‌سنجند.
🔘چاره چیست؟ یا باید داعیه‌های رسمی را تنزل داد و به سطح كشورهای مشابه رساند كه در این صورت بسیاری از شعارها و ایده‌ها باید كنار گذاشته شود. تمسک به این شعارها به مثابه سنگ بزرگی خواهد بود كه علامت نزدن است. یا آنكه تحولی جدی در مدیریت امور ایجاد شود. به این معنا كه ساختار کنونی مدیریت كشور بسیار محدود و بسته و غیر قابل عبور شده است.
🔘 مدیریت كنونی نه تنها پیر و خسته و بی‌انگیزه است، بلكه مهم‌تر از آن بسیار محدود است و در بهترین حالت بیش از 10 تا 15 درصد جامعه را نمایندگی نمی‌كند. هنگامی كه برای انتصابات معمولی هم باید انواع و اقسام فیلترها را به كار انداخت و از مراکز گوناگون تاییده گرفت و در پایان نیز كمتر فرد شایسته‌ای از آنها رد می‌شود، نتیجه همین خواهد شد كه می‌بینیم. 
🔘این فیلترها در چند دهه پیش هم بود، ولی از یك سو ضوابط آن به این محدودی نبود و از سوی دیگر مجموعه وسیعی می‌توانستند از آنها عبور كنند، لذا عوارض مدیریتی کم بود و به چشم نمی‌آمد. آنها كه عبور می‌كردند، انگیزه داشتند، جوان بودند و كمابیش واجد صلاحیت هم بودند و از همه مهم‌تر اینكه سلامت مالی نیز داشتند. ولی اكنون وجود و تحقق هركدام از اینها حكم كیمیا دارد.
🔘ساختار کنونی انتخاب مدیران و فعالان كشور مثل یك سدی است كه دریچه‌های خروج آب آن بسته است یا مقادیر كمی آب را در حد تولید برق فقط برای مصرف سد عبور می‌دهد. در حالی كه مقادیر زیاد آب در حال ورود به مخزن سد هستند و دیر یا زود سد سرریز خواهد كرد كه كرده است. 
🔘دریچه‌های سد مدیریت را مثل دریچه‌های سد دز باز كنید، پیش از آنكه سد خراب شود. شنیدم كه به دلیل خشكسالی‌های طولانی یكی از دریچه‌های سدهای استان گلستان سال‌های زیادی است كه باز نشده بود و در جریان سیل اخیر نیز به دلیل طولانی‌مدت بودن این وضع نتوانستند آن را باز كنند. فارغ از درستی یا نادرستی این خبر، امیدوارم كه دریچه‌های مدیریت كشور دچار این مشكل نشده باشد. آنان كه به ساختن سد معترض‌اند بهتر است توجه خود را در درجه اول به وجود سدهای مدیریتی ویرانگر معطوف كنند.


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: