11:37 صبح | ۱۳۹۸ شنبه ۲ شهريور
کد خبر: 59493 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ جمعه ۱۰ خرداد - 8:27 صبح ارسال به دوست نسخه چاپی

پیچیدگی‌های یک قتل

گفتگو نیوز / گروه اجتماعی: چند روزی است روایت یک قتل بر سر زبان‌ها افتاده است؛ قتلی که در حالت عادی و بدون شناخت عوامل درگیر در آن حداکثر بخش کوچکی از صفحه حوادث روزنامه‌ها را به خود اختصاص می داد اما حالا به تیتر اول روزنامه‌ها تبدیل شده و حکایت آن علاوه بر محافل سیاسی و رسانه‌ای، نقل محافل خانوادگی نیز شده است.

اتفاقات روز سه‌شنبه و چهارشنبه هفتم خرداد به حدی عجیب و سریع پیش رفت که هنوز هم خیلی‌ها مشغول تحلیل آن هستند؛ از قتل میترا استاد همسر محمدعلی نجفی در خانه شخصی‌اش تا اعتراف نجفی به ارتکاب قتل و حضورش در آگاهی شاپور و دادسرای جنایی و محاصره اش توسط خبرنگاران و ...

اما چه شد که پای یک سیاستمدار بلندپایه با سوابق درخشان علمی در دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه اِم‌آی‌تی آمریکا و سال‌ها سابقه مسوولیت در دانشگاه صنعتی اصفهان، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، سازمان برنامه و بودجه، سازمان میراث فرهنگی و شهرداری تهران به ماجرای قتل باز شد؟

حواشی زندگی محمدعلی نجفی که سال‌ها به عنوان یک چهره متین و سرشناس اصلاح طلب شناخته می‌شد، پس از دوران حضور او در شهرداری تهران شروع شد. او نوزدهم مرداد سال 96 توسط اعضای اصلاح طلب پنجمین دوره شورای اسلامی شهر تهران و علیرغم مخالفت‌های زیاد به عنوان گزینه نهایی شهرداری تهران انتخاب شد اما مدت زمان مسوولیتش در شهرداری کمی بیش از هفت ماه به طول انجامید.

ماجرا ابتدا از زمان صدور حکم شهرداری برای نجفی آغاز شد. زمانی که نام او از صحن شورای شهر بیرون آمد و به عنوان شهردار تهران به وزارت کشور برای صدور حکم معرفی شد، حواشی زیادی درست شد؛ صدور حکم به یک دست‌انداز افتاده بود و حدود ۱۰ روز آن را معطل کرد. علت هم گفته می‌شد که یکی از نهادهای دخیل در صدور استعلامات، نظرش منفی است. اما سرانجام وزیر کشور حکم او را صادر کرد اما چند ماه بعد حواشی سراغ نجفی رفتند.

مدتی بعد حرف و حدیث‌هایی درباره استعفای نجفی شروع شد. همزمان با شدت گرفتن درخواست‌های نجفی برای استعفا، حواشی برای او پدید آمده بود؛ مهمترین آنها که در رسانه‌های رسمی گفته شد حواشی مربوط به رقص دختران خردسال در برج میلاد بود و همچنین صحبت درباره برخی تخلفات و فسادها در دوره شهردار سابق تهران، محمدباقر قالیباف. در هر دو مورد جریان محافظه‌کار به شدت میدان‌دار شدند و علم مخالفت با نجفی را در دست گرفتند.

کش و قوس‌های مربوط به استعفای نجفی این شک و شبهه را در افکار عمومی ایجاد کرد که چیزی در زندگی نجفی فرق کرده که باعث شده او استعفا دهد. بیماری او قابل باور نبود؛ شورا یک بار با استعفای او مخالفت کرد؛ بار دوم هم استعفا داد؛ در همین اثنا پس از یکی از جلسات هیات دولت، وقتی در حیاط دولت آمد، برایش صندلی آوردند و روی صندلی نشست.

استعفای محمدعلی نجفی از شهرداری تهران به بهانه بیماری -که همان زمان حرف و حدیثهایی را به دنبال داشت- را شاید بتوان نقطه عطفی در حوادث یکسال بعد در زندگی شخصی او دانست.

پس از استعفای نجفی، علی مطهری نایب رییس مجلس به این موضوع واکنش نشان داد و به اصطلاح کد قابل تاملی درباره پشت پرده‌ها داد؛ پشت پرده‌هایی که گاهی درگوشی شنیده می‌شدند ولی کسی آن را رسمی نگفته بود: «بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی که از ابتدا مخالف تصدی این پست توسط آقای نجفی بود با اهرم‌های قدرتی که در دست داشت، ایشان را مجبور به استعفا کرد».

مدتی بعد از استعفای نجفی، عکس‌های شخصی او و میترا استاد در سایت‌ها و کانال‌های خبری منتشر شد، میترا استاد هم در مصاحبه‌ای اعلام کرد که اردیبهشت سال 97 با نجفی ازدواج کرده است. اظهارات میترا استاد و عکس‌های دونفره آن هم از یک شخصیت سیاسی را شاید کمتر کسی در آن دوران ندیده باشد.

شاید مرگ سیاسی نجفی از همان دوران رقم خورد که عکس‌های شخصی او با همسر جوانش نقل محافل شد تا جایی که او هم  آبان ماه گذشته در صفحه شخصی خود در اینستاگرام یکی از همان عکس‌های دو نفره را منتشر کرد و نوشت: «بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم/اگر غم لشکر انگیزد و خون عاشقان ریزد/من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم». شاید برای اینکه به برخی حدس و گمان‌ها پایان دهد.

اما طی ماه‌های گذشته محمدعلی نجفی دیگر هیچ بروز و ظهوری نه در عرصه سیاست و نه در عرصه‌های عمومی داشت، شاید هم‌حزبی‌های سابق او هم فراموش کرده بودند که پیگیر احوالاتش شوند که اگر چنین بود شاید کسی پیش از بروز این فاجعه می‌فهمید نجفی تحت چه فشارهایی قرار دارد.

حالا بعد از این شوک بزرگ سیاسی-جنایی هستند سیاستمدارانی که از این آب گل‌آلود ماهی خود را می‌گیرند؛ چه روزنامه اصولگرای وطن امروز با تیتر «شلیک به قلب اصلاحات» و چه روزنامه اصلاح‌طلب سازندگی با انتشار عکس دونفره میترا استاد و محمدعلی نجفی و چه فعالان سیاسی که این قتل را تکمیل کننده مجموعه اصلاحات دانستند!

در این میان آنچه انتقاد طیف وسیعی از افراد جامعه را به دنبال داشت نوع مواجهه صداوسیما با این اتفاق بود؛ رسانه ملی با ذوق‌زدگی تحولات مربوط به این پرونده را دنبال کرد، خبرنگار سیما از لحظات اولیه پس از مراجعه محمدعلی نجفی به آگاهی شاپور گزارشی را در محل و با حضور نجفی تهیه کرد، نجفی را قاتل همسرش معرفی کرد و با در دست گرفتن اسلحه‌ای که گفته می‌شد همسر نجفی با آن کشته شده تعداد فشنگ‌ها را مقابل دوربین شمرد و نهایتا در مصاحبه‌ای با نجفی از چند و چون قتل همسر او پرسید.

این نوع پیگیری لحظه به لحظه صداوسیما درباره یک خبر در حالی بود که عملکرد رسانه ملی در موارد مهمی مثل حمله داعش به مجلس یا زلزله کرمانشاه و سیل‌های اخیر در نقاط مختلف کشور به دلیل کندی با انتقادهای زیادی روبرو بود.

حالا با اظهارات مطرح شده از سوی همسر اول نجفی و دخترخوانده او و همچنین توضیحات محمدعلی نجفی درباره چگونگی رخداد این قتل و مباحثی که در خصوص ارتباط میترا استاد با یک نهاد یا یک مامور امنیتی مطرح شده و همچنین اظهارنظرهای اخیر چند وکیل و حقوقدان مبنی بر احتمال عدم مباشرت نجفی در قتل و اظهارات اولیه همسایه‌ها مبنی بر شنیده شدن صدای یک زن بعد از شلیک تفنگ، این پرونده ابعاد جدید و پیچیده‌تری پیدا می‌کند که به نظر می‌رسد رسیدگی دقیق آن مستلزم طی یک پروسه زمانی مشخص در دادسرای جنایی و به دور از ظن و گمان‌های رسانه‌ای است.

اما هر چه که هست روشن است که قتل میترا استاد در فقره قتل‌های خانوادگی دسته‌بندی نمی‌شود، شاید این سیاست باشد که این بار قربانی گرفته است.

 



نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: