3:00 صبح | ۱۳۹۸ شنبه ۲۵ آبان
کد خبر: 60381 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ شنبه ۹ شهريور - 12:00 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

باهنر: سیاستمداران ما از حزب فقط منافعش را می خواهند/ در مجلس ما منافع ملی متولی ندارد

در غیبت یک یا چند حزب جامع موضع‌دار، شناسنامه‌دار و پاسخگو بر مردم سالاری دینی بیمناک هستم و فکر می‌کنم نمی‌تواند به سرمنزل مقصود برسد. لازمه دموکراسی حزب است. ما حزب زیاد داریم ولی جزایر کوچکی هستند و بیشتر جریان داریم که نمی‌‍‌‌‌توانند با صلابت حزب کار کنند. مثلا من منتسب به جریان اصولگرایی هستم یک فردی در فلان شهر سخنرانی می‌کند که او هم منسوب به اصولگرایان است و حرفهای بی ربطی می زند؛ من که اصولگرا هستم باید پاسخ حرفهای بی ربط او را بدهم! درحالی که حرف‌های او نه موضع حزب است نه موضع جریان. اصلاح طلبان هم همین مشکل را دارند.

گفتگو نیوز: محمد رضا باهنر که در کارنامه سیاسی خود هفت دوره نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی را دارد این روزها کمی از گود سیاست خارج شده، دیگر قصد بازگشت به مجلس را در سر ندارد و به فعالیت در مجمع تشخیص مصلحت نظام بسنده کرده است تا عرصه را برای حضور نیروهای تازه نفس در مجلس کمی باز کرده باشد  او که در میان اصولگرایان از وجاهت نیز برخوردار است معتقد است برخی مسولان را فقط ملک الموت می تواند از کرسی مسولیتشان جدا کند ! اگرچه او نقدهای جدی به فسادهای اقتصادی و سیاسی موجود در کشور دارد اما می گوید رسانه ها با اغراق و بزرگنمایی در این اتفاقات موجب ریزش سرمایه های اجتماعی نظام می شوند. باوجود آنکه برخی از ضرورت ظهور جریان سوم در سپهر سیاسی کشور سخن می گویند او معتقد است در غیاب احزاب قوی و شناسنامه دار مردم سالاری دینی به معنای واقعی محقق نخواهد شد ! 

گفت وگو با محمدرضا باهنر فرصت مناسبی بود تا از فسادهای اقتصادی تا ظهور جریان سیاسی جدید و فراز و فرود دو جریان سیاسی کشور با او صحبت شود؛ مشروح این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

ترس از فعالیت اقتصادی!

-پس از پایان کار در مجلس نهم بجز مجمع تشخیص مصلحت نظام آیا فعالیت سیاسی دیگری نیز دارید؟

همانطور که گفته شد در مجمع تشخیص و همچنین در جامعه اسلامی مهندسین و جبهه پیروان خط امام و رهبری فعالیت سیاسی دارم که جبهه بیشتر یک ائتلاف به حساب می‌آید تا یک حزب و قاعدتا در نزدیکی انتخابات فعال‌تر می‌شود اما در طول سال هم با دوستان جبهه پیروان خط امام و رهبری جلسات هم‌فکری و هم‌اندیشی داریم . در عین حال باتوجه به تجربیات موجود محافلی خودجوش را برای خودمان درست کرده‌ایم که برخی مسائل کلان کشور را رصد و تعقیب می‌کنیم و در تلاش هستیم که در جهت ارائه پیشنهاد برای عبور از وضع موجود به وضع مطلوبی که خودمان تصور می‌کنیم پیشنهاداتی داشته باشیم. گاهی سران قوا را ملاقات می‌کنیم. بعضا نامه رسمی برای آنها می نویسیم برخی از این نامه ها که مهمتر هستند را هم برای دفتر مقام معظم رهبری نیز ارسال می‌کنیم که معمولا بازخوردهای خوبی دارد. مثلا قبل و بعد از ریاست جدید قوه قضائیه چندبار نامه مفصلی نوشتیم که اشکالات ساختاری قوه قضائیه را مطرح کردیم و هم‌چنین سعی کردیم که پیشنهاداتی برای برون رفت از وضع موجود را مطرح کنیم.

-در کنار فعالیت سیاسی ، فعالیت غیر سیاسی مثل کارهای اقتصادی و... هم دارید؟

خیر. من عموما از اینکه دنبال کارهای اقتصادی بروم ترس دارم. یک مهندس می تواند بعد از 30 سال فعالیت، چند شرکت پیمانکاری یا مشاور داشته باشد ولی من نه از بعد شخصیت حقوقی ام دنبال این کارها رفتم و نه از  بعد شخصیت حقیقی. هرچند مهندس معمار هستم و حدود 30 یا 40 سال است که فارغ التحصیل شده ام اما حتی حق امضا هم ندارم یعنی دنبالش نبودم که داشته باشم. درواقع اصلا به این موضوع ورود نکردم هرچند زمان انتخابات نظام مهندسی ، جامعه اسلامی مهندسین فعال می شود حتی کاندیدا هم دارد.

-برای گذران زندگی و امرار معاش حقوق و مزایای مسولیت کفاف می‌دهد ؟ چون برخی مسولان فعالیتهای اقتصادی در حوزه شخصی هم دارند.

مهم این است که انسان چگونه زندگی اش را تنظیم کند. در تهران یک خانواده سه نفره اگر مسکن داشته باشد با ماهی پنج میلیون تومان می‌توانند زندگی قابل قبولی داشته باشند. اما برخی خانواده ها ماهی 100 میلیون هم برایشان کم است. ممکن است برخی مردم با خود بگویند که اینها خیلی مرفه هستند ولی حقوق بازنشستگی من نزدیک هفت میلیون تومان است.

-حقوقی است که از مجلس می‌گیرید؟

خیر، از سازمان بازنشستگی. من در 28 سالی که نماینده بودم خودم را به یک سازمان اداری دیگر منتقل نکردم. برخی از نمایندگان به محض ورود به مجلس خودشان را به شرکت نفت یا شرکت‌های دیگری که وضع مالی بهتری دارند منتقل می کنند. استخدام من در اصل در وزرات مسکن و شهرسازی بود و تا زمان بازنشستگی هم کارمند همانجا بودم. الان هم حقوقم را از سازمان بازنشستگی کشوری دریافت می‌کنم. اوایل انقلاب یکی دو سال معاون استاندار بودم و بعدهم 28 سال نماینده مردم در مجلس ولی دریافتی من زیر هفت میلیون تومان است و مجموعا با برخی پول های دیگر مثل عیدی، مزایا و... حدود 2 میلیون به این مقدار اضافه می‌شود. از ابتدا خودم و خانواده‌ام برای یارانه ها اصلا ثبت نام نکردیم. البته افرادی هستند که با درامد بسیار کمتر مجبور به زندگی هستند که ما نسبت به آنها مرفه محسوب می شویم از طرفی عده ای دیگر هم هستند که هم کلاسی من در دانشگاه بودند و در دولت و حاکمیت نبودند اما الان سهام شرکت هایشان را 300 یا 400 میلیون هم نمی فروشند.

استفاده 20 درصد از نمایندگان از فرصتهای رانتی 

-به نمایندگانی اشاره داشتید که از رانت نمایندگی استفاده می‌کردند بنظر می‌رسد حضور در هسته قدرت و تصمیم گیری سیاسی ناخواسته رانت را هم با خود به همراه داشته باشد بنظر شما چند درصد از مسولان ما از این رانت استفاده می کنند ؟ این فضای بوجود آمده در مورد رانت خواری و...چقدر با واقعیت سازگار است؟

البته باید گفت دسترسی به رانت را به وجود می آورد. در دوران حضورم در مجلس سالها از مدیران و هیات رئیسه مجلس بودم.  نماینده ها را طبق آیین نامه داخلی مجاز می‌کردیم که یا از مجلس حقوق بگیرند یا از دستگاهی که کارمندش هستند. شاید همین الان هم اینگونه باشد مثلا کسانی که از وزارت بهداشت یا دستگاه های دیگر حقوق می‌گرفتند حاضر نیستند آن حقوق را رها کنند و فقط حقوق نمایندگی را بگیرند. یعنی حقوق نمایندگی کمتر است. اما ممکن است برخی مثلا معلم یا پاسدار بوده باشند و بالعکس عمل کنند یعنی حقوق نمایندگی خیلی بیشتر از حقوق شغل آنها بوده باشد.

-ولی حقوق دریافتی بعضی از نمایندگان حتی تا 20 میلیون هم اعلام شده!

یک نماینده مجلس پولی می‌گیرد برای دفاتر نمایندگی‌اش در حوزه انتخابیه. حقوق کارمند یک نماینده را به حساب خود نماینده واریز می‌کنند . بنابراین پول دفتر، کارمندان و راننده اش را به حساب او می‌ریزند که شخص نماینده با آنها قرارداد ببندد در طی چهار سال نمایندگی اش حقوق آنها را بپردازد. یا مثلا مجلس به نمایندگانی که مجبور به سفر به حوزه انتخابیه خود هستند ، در ماه یک بار هزینه سفر آنها به حوزه انتخابیه شان با هواپیما را پرداخت می کند. یک کارمند اداری ممکن است علاوه بر هزینه سفر و رفت و آمد حق ماموریت و مزایای دیگری هم دریافت کند اما به نماینده اینها تعلق نمی‌گیرد. الان را اطلاع ندارم اما ما برای تلفن نماینده ماهیانه حدود صد هزار تومان در نظر می‌گرفتیم. درحالی که برخی نمایندگان بودند که هزینه تلفن آنها ماهانه 300 یا 400 هزارتومان هم می‌شد . پس ممکن است اگر همه اینها را جمع کنیم همان 20 میلیون بشود ولی آنچه که به خود نماینده می رسد حدود 7 یا 8 میلیون است. هرچند از وضعیت الان اطلاعی ندارم.

این حق را به من بدهید به عنوان کسی که حدود 1500 نماینده را در دوران حضورم در مجلس دیده ام که همکارم شده اند و تجربه ای دارم مطلبی را بگویم و درصدی را اعلام کنم، تصور من این است که از مجموع نمایندگانی که وارد مجلس می‌شوند حدود 10 الی 15 درصد وارد جریان‌هایی می‌شوند که از رانت یا فرصت رانت استفاده کنند البته این به معنای دریافت زیرمیزی و... نیست مثلا کارمند جایی است و درخواست انتقال خودش را به شرکت نفت یا فولاد یا... می دهد. البته 5 یا 6 درصد هستند که رانت‌های بسیار بزرگتری را استفاده می‌کنند. جالب است که حدود 20 در صد از نمایندگان هستند که بعد از پایان دوران نمایندگی وضع مالی بدتری هم پیدا می‌کنند. مثلا برخی نماینده شهرستان هستند و به تهران می‌آیند . تعدادی از این نمایندگان دیگر نمی توانند به حوزه انتخابیه خود بازگردند مثلا فرزندانشان در تهران مشغول تحصیل شده اند و...بنابراین بعد از دوران نمایندگی با درآمد سابق و قبل از نمایندگی نمی‌توانند زندگی کنند . 60-70 درصد نمایندگان همانی هستند که بودند . اما متاسفانه در رسانه ها و فضای مجازی بحث‌هایی مطرح می شود که جای تامل بیشتری دارد. مثلا در اوایل دولت آقای روحانی بحث حقوق های نجومی مطرح شد. همه سیستم های بازرسی بررسی کردند و در نتیجه مشخص شد که حدود 250 نفر در کشور حقوق نجومی گرفته اند. رهبری به صراحت حکمی صادر کردند با این مضمون که اگر این حقوق‌ها  قانونی بوده باید مبالغ بازگردانده شود اگر هم غیر قانونی بوده باید هم پول‌ها بازگردانده شود و هم محاکمه شوند.

خیلی ها این مبالغ را بازگرداندند و شاید 10-15 نفر هم هنوز بازنگردانده باشند. اما واقعیت این است که ما حدود صدهزار مدیر دولتی داریم یعنی از مسئول آب و فاضلاب فلان شهرستان و بخشدار و استاندار تا وزیر و رئیس جمهور و معاونانش. متاسفانه افکار عمومی همه اینها را متهم کرد که هرکس در حاکمیت هست حقوق نجومی می‌گیرد. بارها برای من پیش آمده است که در مکان های عمومی شخصی ناراضایتی اش از وضعیت معیشتی اش را ابراز می کند و می‌گوید شما اگر مانع حقوق های نجومی بشوید وضع کارمندان بهتر می شود. حال فرض کنید 200 نفر بطور متوسط 2میلیارد تومان پول به ناحق گرفته باشند اول اینکه باید تا ریال آخر این مبالغ بازگردانده شود اما جمع این مبالغ می‌شود 400 میلیارد تومان ، بودجه دولت سالی 400هزار میلیارد تومان است . اگر همه مبلغ این حقوق های نجومی را  میان کارمندان کشور توزیع کنیم به هر کارمند ماهی 5 هزار تومان به حقوقشان اضافه می شود! برخی تصور می‌کنند اگر حقوق های نجومی نباشد حقوق 2 میلیونی آنها 5 میلیون می شود! ما گاهی نسبت ها را خلط می‌کنیم. از بودجه 400 هزارمیلیاردی دولت 80 درصد فقط هزینه های جاری و حقوق کارمندان است.

بانکی به نام سرمایه هست که متاسفانه در آن خلاف هایی صورت گرفته است. سرمایه این بانک حدود 800 میلیارد تومان است. 40 درصد این بانک متعلق به صندوق ذخیره فرهنگیان است که می شود حدود 300 میلیارد . در این بانک مثلا ده هزار میلیارد تومان سوء استفاده شده است. بعد بازپرس محترم می‌گوید بانک سرمایه، 10 هزار میلیارد تومان سرمایه معلمان را خورده است. کل فرهنگیان در این بانک 300 میلیارد سرمایه دارند بقیه اش سپرده های مردم است. در دولتی ترین بانک ایران، بانک ملی، 5درصد دارایی اش، سرمایه بانک ملی است و 95 درصد آن سپرده ها است. حال این 10 هزار میلیاردی که سوء استفاده شد مربوط به سپرده گذاران است نه صاحبان بانک سرمایه! آنها در این قضیه 300 میلیارد پول داشتند اگر ضرر هم کرده باشند همین مقدار است. فرهنگیان که حرف بازپرس را می شنوند این مبلغ 10 هزار میلیارد را تقسیم بر تعداد 1میلیون معلم می‌کنند و می‌گویند از هر معلم 100 میلیون تومان دزدیده شده است! بنابراین در نسبت ها اغراق می‌کنیم. حتی برخی دادسراها و بازپرس‌ها تصور می‌کنند باید یک خال بالاتر را بزنند! فلانی گفته هزار میلیارد پس من باید بگویم 10 هزار میلیارد سوء استفاده شده است. بعد درفضای مجازی همه این مبالغ و سو استفاده شده را جمع می‌کنند و می‌گویند از هر ایرانی یک میلیارد تومان دزدیده شده است!

من یک خاطره را از مجلس دوم نقل کنم. در اوایل انقلاب رادیو را بازکردم که در لید خبر آمده بود امروز پالایشگاه مس سرچشمه کرمان راه اندازی شده است و سالی 5/2 کیلو طلا هم تولید می کند! آن زمان به آقای محمد هاشمی رئیس صداوسیما زنگ زدم و گفتم که ما را مسخره کرده اید یا مردم را؟ وقتی در خبر می‌گویید دو و نیم کلیو طلا همه ملت فکر می‌کنند از سال آینده هر خانواده نیم کیلو طلا به آن می رسد. درحالی که بودجه دولت آن زمان معادل حدود دو هزارو پانصد تن طلا بود که درواقع با بودجه عمومی دولت می شد خرید. گفتم آقای هاشمی اول بگویید که بودجه دولت چقدر هست بعد بگویید 2.5 کیلو طلا به آن اضافه می شود . مردم تصور می‌کنند حداقل 100 گرم آن باید به آنها برسد! این ها اغراق است که سوء ظن ایجاد می‌کند و سرمایه اجتماعی را تضعیف می‌کند.

-یک جریان عدالت خواهی در فضای مجازی راه افتاده که دارایی‌های مسولان و نزدیکانشان را رصد می‌کنند و اینطور عنوان می‌شود که به دنبال احیاء آرمان‌های اصیل انقلاب و امام هستند. بنظر شما این کار باعث ریزش سرمایه‌های نظام و انقلاب می شود یا بالعکس باعث تقویت آن و قاطعیت نظام را در مقابله با هرگونه فساد را نشان می‌دهد؟

این پرسش دقیق است و پاسخ من سیاه و سفید نیست. حتما این فعالیت ها فواید خوبی دارد اما باید مراقبت کرد که هزینه های آن بیشتر از محاسنش نشود. اگر فردی 2 میلیون هم بیشتر از حقش دریافت کرده باشد نظام عدالت خواهانه باید آن را حتی از مهریه زنش بیرون بکشد این جای تردید ندارد. بنده اقرار دارم که در کشور ما فساد و ناکارآمدی هست و به مطالبات مردم هم پاسخ درستی داده نمی شود. اما آن چیزی که از سوی رسانه ها در افکار عمومی تزریق شده بگونه ای است که همه این موارد ده برابر است ! چندبار گفتم از ابتدای انقلاب در کشور زلزله های سختی رخ داده است که در تعدادی از آنها من مدیر میدانی بوده ام. در زلزله کرمانشاه دو سال پیش مسولیتی نداشتم. اما مدعی هستم زلزله کرمانشاه بسیار بهتر از سایر زلزله هایی که حضور داشتم جمع و مدیریت شد. هنوز هم ممکن است مشکلات مردم زلزله زده کرمانشاه حل نشده باشد اما مثلا در یک ماه از بین 30 هزار چادری که در آنجا نصب شده است 300 یا 600 چادر بر اثر باران زیر آب می رود بعد رسانه ملی و خبرگزاری ها و... بالای همان چادرهای زیر آب رفته می روند و مصاحبه می‌گیرند که کسی به آنها رسیدگی نکرده است و مردم تصور می‌کنند هیچ کاری برای زلزله زدگان نشده است!

تولید ناخالص داخلی آمریکا 20 هزار میلیارد دلاری است و اقتصاد ما 400 میلیارد دلار اما در همان آمریکا با آن اقتصاد وقتی در کالیفرنیا آتش سوزی می‌شود دولت آمریکا نمی‌تواند به 30 درصد از آسیب دیدگان رسیدگی کند! اصلا بحث من دولت روحانی و احمدی نژاد و بقیه نیست. نظام جمهوری اسلامی در این قضیه بسیج شد و کمک رسانی کرد اما رسانه ها بگونه ای رفتارکردند که گویی به هیچ کس رسیدگی نشده است.

بنابراین مطالبه‌گری و عدالت خواهی کار خوبی است اما اغراق کردن مصیبت بیشتری در پی دارد باید عالمانه و عادلانه قضاوت کرد. و اصلا توصیه نمی‌کنم که این جریان ها متوقف شود بلکه حتما حضورشان برای رصد مسولان لازم است اما باید تلاش شود که بزرگ نمایی و اغراق نشود.

طومار طولانی تر کارهای انجام نشده

-ما دو جریان اصلی سیاسی در کشور داریم بنظر شما در سه دهه گذشته عملکرد اینها در جهت افزایش سرمایه های اجتماعی نظام بوده یا بالعکس شما به کارنامه دو جریان اصلاح طلبی و اصولگرایی چه نقدی وارد می دانید؟

بهمن ماه سال گذشته چهلمین سال استقرار نظام جمهوری اسلامی را جشن گرفتیم. اوایل سال نگران بودم که آیا می‌توانیم کارنامه عادلانه و عالمانه ای از عملکرد انقلاب به افکرا عمومی ارائه بدهیم یا خیر. درمجموع رسانه ها خوب عمل کردند. اینکه آیا حق مردم ایران همین بوده یا بیشتر باید گفت لیاقت مردم ما خیلی بیشتر است اما اینکه بگوییم کاری انجام نشده خیلی بد است. اول انقلاب 70 درصد جمعیت ما روستانشین بود و مابقی شهر نشین به معنای کامل کلمه این 70 درصد جز شهروندان به حساب نمی آمدند. اوایل انقلاب روستاهایی می‌رفتم که 20 هزار نفر جمعیت داشتند اما نه آب داشتند نه گاز نه مدرسه و... هیچ نداشتند. اما کارهای انجام شده کفایت نمی کند. رهبری صحبت خوبی داشتند که فرمودند طومار کارهای انجام شده بسیار بلند است اما طومار کارهای انجام نشده طولانی تر است! این طبیعی است دنیا درحال پیشرفت است و مطالبات رو به افزایش. اول انقلاب که به روستاها می‌رفتیم مطالبه آنها خانه بهداشت یا راه شوسه بود امروز که می‌رویم مطالبه آنها افزایش سرعت اینترنت است . البته این حق آنها است. در مورد دولت‌های گذشته فارغ از مسائل سیاسی باید گفت دولت زمان جنگ کارهای بزرگی کرده است، دولت سازندگی به همین شکل و همینطور دولت‌های دیگر. اما در مورد جناحین سیاسی باید گفت اینها 66درصد رای مردم را به خود اختصاص داده اند اما بازهم باید آنها را نقد کرد.

دوران نخست مجلس نمایندگان اعم از خط امامی ها و راست ها و حتی لیبرال ها به قدری چهره کاریزماتیکی داشتند که  بعضی از حوزه های انتخابیه در مجلس دوم بجز همان نماینده دور قبل، هیچ کس حاضر نمی شد برای نمایندگی کاندید شود و ثبت نام کند. در واقع هیچ کس شان خودش را در حد نمایندگی نمی‌دانست. اما امروز هرکسی می‌رود و برای نمایندگی مجلس ثبت نام می‌کند! از دید من کسانی که امروز لیاقت حضور در مجلس را دارند حاضر به کاندیداتوری نیستند چون معتقدند در میدانی که رقابت بر سر پول و شایعه سازی و دروغ است وارد نمی شوند.

-تا به حال شده است که اتفاقی در مجلس رخ دهد اعم از تصویب یک طرح یا لایحه ومسائلی دیگر که خلاء حضور خودتان یا افرادی دیگر را در مجلس احساس کنید ؟

البته حضور ما بی تاثیر نیست. ممکن است باهنر همراه با یک ترکیب مثل مجلس چهارم، ششم، هفتم و هشتم در مجلس باشد که تاثیر گذار باشد اما در همین مجلس اگر من بودم ممکن بود حضورم حداکثر دو درصد در کار مجلس تاثیر بگذارد. اینطور نیست که یک فرد بتواند تاثیر برجسته ای داشته باشد. ضعف مجلس دهم در این است که برای اولین بار پس از انقلاب ما فراکسیون اکثریت نداریم. مجالس قبلی فراکسیون اکثریت وجود داشت حال یا اصولگرایان یا اصلاح طلبان. الان مجلس دهم سه فراکسیون اقلیت دارد. اصولا هم دولت های ائتلافی ضعیف هستند. مجالس ائتلافی ضعیف ظاهر می شوند چون باید باهم بده بستان داشته باشند.

بیمناکی از نبود احزاب برای مردم سالاری دینی 

-مجلس فعلی فراکسیون اکثریت ندارد چه اصلاح طلبی چه اصولگرایی؛ از طرفی مردم هم از اعتراضات دی ماه به بعد بنظر می رسد به کارایی این دو جریان امیدی نداشته باشند.حتی برخی از تئوریسین های دو جریان هم این موضوع را مطرح کرده اند. بنظر شما این دو جریان با همان روش همیشگی کارکرد خواهند داشت یا قائل به ظهور یک جریان سوم هستید؟

در غیبت یک یا چند حزب جامع موضع‌دار، شناسنامه‌دار و پاسخگو بر مردم سالاری دینی بیمناک هستم و فکر می‌کنم نمی‌تواند به سرمنزل مقصود برسد. لازمه دموکراسی حزب است. ما حزب زیاد داریم ولی جزایر کوچکی هستند و بیشتر جریان داریم که نمی‌‍‌‌‌توانند با صلابت حزب کار کنند. مثلا من منتسب به جریان اصولگرایی هستم یک فردی در فلان شهر سخنرانی می‌کند که او هم منسوب به اصولگرایان است و حرفهای بی ربطی می زند؛ من که اصولگرا هستم باید پاسخ حرفهای بی ربط او را بدهم! درحالی که حرف‌های او نه موضع حزب است نه موضع جریان. اصلاح طلبان هم همین مشکل را دارند. ما باید چند حزب قوی داشته باشیم. ممکن است چند دوره دو حزب حاکم باشند و پس از 30 سال حزب سوم حاکم شود. اول انقلاب مرحوم شهید بهشتی با بنی صدر اختلاف داشتند گروهی گفتند که این دو قدرت طلب هستند و ما خط سوم راه بی اندازیم. و این کار را کردند که به تندروی هایی گرایید که افرادی مثل مهدی هاشمی از آن در آمد؛ در دوم خرداد چهارنفر کاندید ریاست جمهوری شده بودند عده ای از طرفداران آقای ری‌شهری حزبی راه انداختند و می گفتند که آقای ناطق نوری راستی هست و آقای خاتمی چپی، هرکدام 15 درصد رای خواهند داشت و ما این 70 درصد رای خاکستری را مال خود می‌کنیم. اما در پایان اقای ری شهری بین چهارنفر پنجم شد یعنی از آراء باطله هم کمتر! اشکال کار در ساختار است. کسانی که نه چپ هستند و نه راست یک انسجام قدرتمند ندارند که می شوند 70 حزب یک درصدی ! بنابراین اگر ما چند حزب داشته باشیم حتما ممکن است مردم بعد از مدتی سراغ حزب سوم بروند اما الان جریان سوم ساختار و تشکیلات منسجمی ندارد. اگر قرارباشد که جریان سوم هنجارشکن و بدون ساختار باشد اصلاح طلبان و اصولگرایان و حتی کل نظام ضرر می کند.

-اگر ذیل همین دو گفتمان سیاسی باشد یا قصد بازسازی و نوسازی اصلاحات یا اصولگرایی را داشته باشند چطور؟

مردم خودشان را در اسامی حبس نمی کنند. من که میان مردم به اصولگرایی شهرت دارم اگر یک جریان جدید راه بیاندازم قطعا خواهند گفت که این همان باهنر است فرقی ندارد. مگر اینکه کلا تابلو کاملا تغییر کند. مثلا در دوره گذشته انتخابات مجلس در لیست اصولگراها چند نفر از مشاهیر گذشته را داشتیم و چند چهره نسبتا جدید که متخصص و انقلابی بودند و ما حمایت کردیم. حتی برخی من را سرزنش کردند که شما حیف هستی هفت دوره مجلس بودی و در مجلس بعدی نباشی! گفتم فرض کنید این تعداد به هشت دوره برسد بعد چه؟ ما بالاخره باید این صندلی ها را تحویل بدهیم و خوب است داوطلبانه این پست ها را تحویل بدهیم. برخی از ما چنان به پستها چسبیده ایم که فقط ملک الموت می تواند ما را از آنها جدا کند.

ترجیح منافع شخصی و صنفی به منافع ملی در مجلس

-آیا جوان گرایی و آمدن چهره های جدید در جریانات سیاسی می تواند کمک کند که روح تازه ای به کالبد این جریان ها دمیده بشود و کارایی آنها را افزایش بدهد و از این تکرار جلوگیری کند؟

جوانگرایی بسیار کار خوبی است. ما پس از جنگ در مسائل نظامی پذیرفتیم که افراد باید سلسله مراتب را طی کنند تا به درجه امیری برسند . اما در عالم سیاست این را قبول نکردیم! من نماینده مجلس را یک امیر می‌دانم ولی ما یک ستوان را وارد مجلس می‌کنیم! باید این سلسله مراتب را به سرعت راه اندازی کنیم. یکی از وظایف حزب همین است. چند دانشگاه هم داریم که مدیران حکومتی تربیت می‌کنند مثل دانشگاه امام صادق اما اینها کفایت نمی کند. هیچ دانشگاهی نمی تواند یک سرتیپ تربیت کند یا یک وزیر. وزیر باید یک سلسله مراتب را طی کند تا وزیر بشود. اما چون غفلت کردیم باید ریسک کنیم و حتما یکسری جوان را وارد سیستم های بالا کنیم. به قول فرمایش رهبری وقتی از جوان گرایی صحبت می‌شود مقصود ما پیر زدایی نیست ! ولی منِ باهنر اصلا لازم نیست نماینده بشوم اما می توانم اگر کسی خواست به او مشورت بدهم اما معتقد هستم در مجلس حتما باید یک عده باشند که منافع ملی کشور را بفهمند و به موقع تشخیص دهند. به عقیده من حتی ده درصد از نمایندگان منافع ملی را به منافع شخصی و صنفی خود ترجیح نمی دهند. در مجلس ما منافع ملی متولی ندارد!

-مجلس دهم فقط اینگونه است؟

نه در مجالس دیگر هم این موضوع دیده می‌شد. شاید در کشور صد فرودگاه داشته باشیم اما از این میان فقط 5 فرودگاه اقتصادی هستند! یعنی هفته ای یک پرواز شاید داشته باشند. 95 در صد از فرودگاه های کشور اقتصادی نیستند با این حال هنوز هم در مجلس دنبال احداث فرودگاه هستند البته این کار شاید باعث رونق یک شهر بشود ولی برای منافع واقتصاد ملی آورده ای ندارد . ما الان 600 هزار میلیارد تومان پروژه نیمه تمام داریم و سالی 30هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی! این پروژه های نیمه تمام ممکن است منافع قومی و منطقه ای بوده باشد ولی منافع ملی خیر.

-شما چندباری از نبود احزاب و ضرورت آن صحبت کردید و با وجود اشراف بر نقدهای موجود بر فضای سیاسی، مجلس و جریانات چرا خودتان حاضر به ایجاد یک حزب نیستید و برای حل نبود آن اقدامی نکرده‌اید که این بدعت پایان بیابد؟

برخی از مسائل را باید نظام تصمیم بگیرد. مشکل حزب این است که منافع آن یک طرفه است. من سال‌ها در جامعه اسلامی مهندسین هستم و سابقه ای در مجلس دارم فرض کنید مثلا در کرمان ده نفر خود را طرفدار اصولگرایی و من معرفی می‌کنند و بخواهند کاندیدا بشوند اگر من در این میان بر اساس نظر سنجی به این نتیجه برسم دو نفر را به عنوان کاندیدای نهایی جامعه اسلامی مهندسین معرفی کنم بقیه هشت نفر اما کنار نمی روند و می‌گویند اصلا شما چه کاره هستید؟ یعنی ما فعالان سیاسی منافع حاصل از حزب را می‌خواهیم اما هزینه هایش را نمی پردازیم. در حزب اگر 90 درصد شورای مرکزی به عضوی بگویند که از کاندیداتوری کنار برود قبول نمی کند! حاضرهستند از حزب کنار بروند ولی از نمایندگی نه. یک نماینده در مجلس باید در مورد سند 2030 ، برجام، بودجه و مسائل فرهنگی و ... بحث کند اما مگر چقدر از همه اینها اطلاع دارد؟ اینها اگر در حزب باشند به آنها مشاوره می دهند ولی برخی تصور می‌کنند اگر 20 میلیون رای بیاورند به اندازه 20 میلیون نفر می فهمند! بنابراین خرد جمعی باید سیستم را اداره کند نه خرد فردی.



نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: