4:26 عصر | ۱۳۹۸ چهارشنبه ۷ اسفند
کد خبر: 61212 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ يکشنبه ۱۳ بهمن - 11:08 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

مسابقه ناامیدی؛ چه کسانی از قهر شهروندان از صندوق رای سود می‌برند؟

گروهی دیگر هستند که معتقدند تنها راه تغییر صندوق رای است ولاغیر. این گروه می‌گویند یک نفر را هم بتوانند به مجلس بفرستند و از رفتن تندروها جلوگیری کنند، غنیمت است و باید آن را حفظ کرد. این گروه استدلال می‌کند که ممکن است اصلاح‌طلبان مجلس آن طور که باید و شاید در عرصه ظاهر نشدند، ولی بودن آنها بهتر از بودن چهره‌های تندرو در مجلس است. برهان این گروه بر این استوار است که یک قدم هم در راستای اصلاحات برداشته شود، باید همان را حفظ کرد و نباید عقب نشست و ناملایمتی‌ها نباید امید را از بین ببرد و ناامید کند.

 مهدی م:

مسابقه ناامیدی
 
چه کسانی از قهر شهروندان از صندوق رای سود می‌برند؟
 
 
از وقتی که کم‌کم موعد انتخابات مجلس یازدهم نزدیک شد فعالان سیاسی هر کدام از چگونگی مشارکت صحبت می‌کردند. از طرفی به دلیل فقدان احزاب استخوان‌دار در ایران کمتر پیش می‌آید که جریانات تاثیرگذار در قالب حزب اعلام موضع کنند. 
 
پس از انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ اسفند ماه نخستین انتخاباتی خواهد بود که برگزار می‌شود. در این حدودا ۲ سال و نیم اتفاقات زیادی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … افتاده که همین اتفاقات توانسته بر مشی گروهی از شهروندان مبنی بر مشارکت فعال در انتخابات تاثیر منفی بگذارد. حوادث دی ۹۶، افول شرایط اقتصادی، افزایش ناگهانی قیمت بنزین و اعتراضات پس از آن از جمله مهمترین اتفاقات رخ داده در این دو سال است؛ در کنار اینها نوع برخورد حسن روحانی رییس‌جمهوری و دولت و همچنین اصلاح‌طلبان با این حوادث، آن دسته از فعالان و شهروندان که به رای خاکستری معروف هستند را بیش از پیش ناامید و حتی پشیمان کرد. آنها اینگونه استدلال می‌کردند که «اگر بنا بود روحانی هم با زبان تهدید و ارعاب با معترضان صحبت کند پس چه تفاوتی بین او و رقبای انتخاباتی‌اش بود که به روحانی رای دادیم؟! یا اینکه اگر بنا بود اصلاح‌طلبان مجلس حرکت منسجم و یکدستی برای احقاق حقوق مردم نکنند پس برای چه به آنها رای دادیم؟!». آنها از این استدلال‌هایشان نتیجه می‌گیرند که رای دادن فایده‌ای ندارد. اما در جریان این ناامیدی، جریان مرموزی هم در شبکه‌های اجتماعی بر آتش ناامیدی می‌دمید و بدنه اجتماعی اصلاحات را بیش از پیش عصبانی و ناامید می‌کرد.
 
اما در برابر این دسته، گروهی دیگر هستند که معتقدند تنها راه تغییر صندوق رای است ولاغیر. این گروه می‌گویند یک نفر را هم بتوانند به مجلس بفرستند و از رفتن تندروها جلوگیری کنند، غنیمت است و باید آن را حفظ کرد. این گروه استدلال می‌کند که ممکن است اصلاح‌طلبان مجلس آن طور که باید و شاید در عرصه ظاهر نشدند، ولی بودن آنها بهتر از بودن چهره‌های تندرو در مجلس است. برهان این گروه بر این استوار است که یک قدم هم در راستای اصلاحات برداشته شود، باید همان را حفظ کرد و نباید عقب نشست و ناملایمتی‌ها نباید امید را از بین ببرد و ناامید کند.
 
در کنار اینها، با آغاز ثبت‌نام نامزدهای انتخابات مجلس یازدهم خیلی از چهره‌های اصلاح‌طلب با وجود انتقادات برای ثبت‌نام و ورود به عرصه انتخابات راهی فرمانداری‌ها شدند؛ اما برخی از آنها در هیات‌های اجرایی رد صلاحیت شدند و بخش بزرگ دیگری از آنها توسط هیات‌های نظارت شورای نگهبان رد شدند. حجم بالای ردصلاحیت‌های اصلاح‌طلبان از سوی دستگاه‌های نظارتی باعث شد که گروه اول به گروه دوم طعنه بزند.
 
ولی در سوی مقابل، اصولگرایان با تایید صلاحیت‌های گسترده و از طرف دیگر با اتکا به قشری از شهروندان که همواره پای ثابت مشارکت در انتخابات هستند، امید زیادی برای در دست گرفتن کرسی ها مجلس دارند. در حالی که به گفته فعالان اصلاح‌طلب این طیف سیاسی در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه توان تهیه لیست ندارند ولی اصولگرایان با خیال راحت از اکنون در حال بحث و بررسی بر سر تهیه لیست انتخاباتی هستند.
 
در این بین شورای نگهبان در اقدامی بی‌سابقه حدود ۹۰ نماینده فعلی مجلس را رد صلاحیت کرد که بنا به ادعای سخنگوی این سورا غالبا به دلیل مسائل مالی بوده ولی لااقل تعداد زیادی از اصلاح‌طلبان مجلس که رد صلاحیت شده‌اند به استناد بندهای ۱، ۲ و ۴ ماده ۲۸ قانون انتخابات بوده که ناظر به «اعتقاد و التزام عملی به اسلام»، «التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران» و «ابراز وفاداری به قانون‌اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقۀ فقیه» بوده و نه مسائل مالی.
 
ردصلاحیت‌های صورت گرفته از سوی شورای نگهبان در قبال اصلاح‌طلبان آنچنان گسترده بود که صدای احمد توکلی از اصولگرایان شناخته‌شده را هم درآورد تا در نامه‌ای به شورای نگهبان درخواست تجدیدنظر در بررسی صلاحیت‌های اصلاح‌طلبان را داشته باشد.
 
در این شرایط برخی اصلاح‌طلبان معتقدند که شرایطی برای رقابت نمانده است و بهتر است اصلاح‌طلبان به صورت فردی شرکت کنند. در این میان رییس‌جمهوری هم در چند سخنرانی به شدت از ردصلاحیت‌ها انتقاد کرد و خواستار رقابتی شدن انتخابات شد.
 
اما در چنین شرایطی برخی معتقدند که باید راهکار گروه اول را پیش گرفت، یعنی عدم مشارکت در انتخابات. اما این راهبرد می‌تواند خطراتی داشته باشد؛ از جمله مهمترین آن اینکه در میدان خالی از رقیب هرچند کم، طیف گسترده‌ای از اصولگرایان به راحتی می‌توانند با کمترین آرا وارد مجلس شوند و ۲۹۰ کرسی قانونگذاری کشور را برای ۴ سال در دست بگیرند. 
 
این جریان سیاسی هم از بی‌رقیب شدن در انتخابات و هم از ناامید شدن رای دهندگان به اصلاح‌طلبان بیشترین سود را می‌برند. 
 
فضای انتخابات مجلس یازدهم از جهاتی شبیه به فضای مجلس نهم شده است؛ انتخابات مجلس دهم در فضای پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ قرار داشت و به شدت متاثر از آن بود. فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و همچنین بدنه اجتماعی آنها از صندوق‌ها قهر کرده بودند و به جز در چند حوزه انتخابیه اکثر قریب به اتفاق کرسی‌های بهارستان نصیب طیف اصولگرایان از معتدل(کمتر) تا نزدیک به پایداری(بیشتر) رسید. ۴ سال ملتهب در مجلس حاصل قهر کردن از صندوق رای در زمستان سال ۹۰ بود؛ حالا ولی شرایط سخت‌تر است؛ علاوه بر قهر بخشی از بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان، ردصلاحیت‌های صورت گرفته از شورای نگهبان هم مزید بر علت شده تا این بار کار اصلاح‌طلبان سخت‌تر از دوره‌های پیشین شود. 
 
گرچه استدلال گروه نخست در نگاه اول می‌تواند قانع‌کننده باشد ولی در طول چهار سال باید دید این اقدام و قهر از صندوق رای، به نفع کدام جریان و چه کسانی است؟


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: