2:04 عصر | ۱۳۹۹ پنج شنبه ۱۶ مرداد
کد خبر: 64484 تاریخ انتشار: ۱۳۹۹ جمعه ۱۳ تير - 10:53 صبح ارسال به دوست نسخه چاپی

اکتفا به حداقل مشارکت؛ آفت جمهوریت

گفتگو نیوز / محمد مهدی مازنی: مشارکت سیاسی به عنوان جوهر مردمسالاری از جمله مفاهیم بنیادین سیاست در دوران معاصر است که مورد توجه همه جوامع امروزی قرار گرفته است. بحث مشارکت سیاسی و کم و کیف آن در نظامهای سیاسی امروز یکی از مهمترین مسائل مطرح در جامعه شناسی سیاسی است .هرچه یک نظام مردمی تر باشد و یا حتی ادعای مردمی بودن داشته باشد محور قدرت را مشارکت مردمی معرفی می کند . اساسا مساله مشارکت سیاسی در نظام سیاسی، خود به یک ارزش تبدیل شده است .

گفتگو نیوز / محمد مهدی مازنی: مشارکت سیاسی به عنوان جوهر مردمسالاری از جمله مفاهیم بنیادین سیاست در دوران معاصر است که مورد توجه همه جوامع امروزی قرار گرفته است. بحث مشارکت سیاسی و کم و کیف آن در نظامهای سیاسی امروز یکی از مهمترین مسائل مطرح در جامعه شناسی سیاسی است .هرچه یک نظام مردمی تر باشد و یا حتی ادعای مردمی بودن داشته باشد محور قدرت را مشارکت مردمی معرفی می کند . اساسا مساله مشارکت سیاسی در نظام سیاسی، خود به یک ارزش تبدیل شده است .


در نظام جمهوری اسلامی ایران مشارکت مردم از سوی جریانی به عنوان یک تکلیف شرعی شناخته می شود و از سوی جریان دیگر به عنوان اختیار برای تعیین سرنوشت سیاسی؛ جدای از این که کدام یک بر دیگری رجحان دارد، نکته‎ای که دو جریان بر آن متفق‎القول‏اند مشارکت سیاسی است. هر دو جریان معتقدند حاکمیت مردم در مشارکت عمومی مردم متجلی می‏شود و حداکثر دموکراسی همان مشارکت مردمی است .

دولر فان دن بروک دموکراسی را اینگونه معرفی می‏کند که دموکراسی یعنی: «مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود» و اضافه می‏کند : « آنچه دموکراسی را دموکراسی می‏کند فرم حکومت نیست بلکه مشارکت مردم در امر حکومت است » . دموکراسی حقیقی زمانی به وجود می آید که مشارکت به صورت وسیع و گسترده در تعیین سرنوشت حاکمیت صورت می گیرد و مشارکت سیاسی نتیجه وجود آزادی های سیاسی در یک جامعه و عامل استقرار و حفظ و بقای آن است و بدین لحاظ هم شرط لازم برای توسعه اجتماعی و سیاسی یک جامعه است و هم نتیجه آن .

جوهر اصلی نظام مردمسالاری مشارکت شهروندان در اتخاذ تصمیمی است که به سرنوشت خودشان مربوط می‏شود. مشارکت مردم در حکومت از لحاظ نظری سنگ بنای دموکراسی است اما مشکل آنجایی بروز می‏کند که سخن از مرز نظر گذشته و به حیطه عمل نزدیک می‏شود . وقتی مشارکت به عنوان یکی از لوازم حکومت و مقبولیت آن مطرح شد ، حاکمان با تعابیر مختلف و در واقع استحاله مفهوم واقعی مشارکت و با تمسک به مفاهیم سطحی و در نهایت با مشارکت سطحی برای حفظ قدرت خود سو استفاده می‎‏کنند. مشارکت شهروندان در حقیقت باید قدرت شهروندان باشد. مشارکت سیاسی به عنوان نماد نهادی شفاف و ابزاری مسالمت‏آمیز برای تحقق اینگونه مشارکت مورد تایید قرار گرفته است. بهترین راهکار تحقق مشارکت سیاسی واقعی شهروندان در برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه تجلی پیدا می کند. انتخابات و وجود سیستم انتخاباتی نشان داده است که ابزار بسیار ارزشمندی برای تجدید قدرت نامحدود حکومت گران است.

بنابراین میزان دموکراتیک بودن یک نظام سیاسی نه تنها بر اساس صلاحیت شهروندان برای انتخاب نمایندگان سیاسی بلکه همچنین بر اساس توانایی های شان برای ایجاد نهادهای محدود کننده قدرت اجرایی از جمله سیستم انتخاباتی ارزیابی می گردد . مشارکت سیاسی بدون ایجاد شرایط و قواعد رقابت آزاد، حرکت به سوی نظام دموکراتیک را باعث نمی‏شود بلکه سدی در مقابل آن خواهد بود که منجر به دلسردی شهروندان از مشارکت خواهد شد و این حربه توسط حاکمیت تنها زمانی به کار می‏رود که برای بقای خود به حداقل مشارکت اکتفا می‏کند.

انتخابات شاخص ترین نماد مشارکت سیاسی است و یکی از مهمترین جلوه های زندگی سیاسی انسان معاصر را تشکیل می‏دهد و در واقع زندگی سیاسی شهروندان غالبا در انتخابات خلاصه می‏شود. انتخابات محور اصلی فعالیتهای گروههای سیاسی مختلف است .

جامعه ایرانی در سیر تاریخی خود چه از نقطه نظر سیاسی و چه از جنبه اجتماعی روندی را تا به امروز پشت سر گذارده که شاید متاثر از تغییر و تحولات در غرب بود و این جامعه که همواره با معضلات هویت، مشروعیت، مشارکت و توزیع نابرابر قدرت روبرو بوده است در پی الگو برداری از غرب برآمد و به تدریج در مسیر نوگرایی فکری گام نهاد ، هرچند در این مسیر گرفتار انحراب و خودباختگی نیز شد اما این روند کم کم قشر مذهبی را متوجه خود کرد و تا حدی جلوی انحراف و خودباختگی گرفته شد . انقلاب اسلامی و ظهور شخصیتی نظیر امام خمینی‹ ره › در این عرصه تاثیر ویژه‏ای بر فرایند دگرگونی ساختار اجتماعی و سیاسی گذارد.

جامعه ایرانی با حرکت ناهموار و پرفراز و نشیب در مسیر دموکراسی و آزادی قدم نهاد و هنوز این روند به سرانجام نرسیده است. پیروزی انقلاب اسلامی ، نظام استبدادی را فرو ریختو عصر جدیدی با رویکرد جدید آغاز شد. انقلاب اسلامی که منادی برپایی جامعه دینی است از سوی دیگر نقطه آغاز نوگرایی و تجدد در ایران است. با پیروزی انقلاب اسلامی تحولی جدی در ساختار حاکمی ایران صورت گرفت. این فرصت ذی‏قیمتی بود که با فروپاشی ساختار قبلی بر مبنای ایدئولوژی جمهوری اسلامی به استقرار آزادی، مردمسالاری و جامعه مدنی بپردازیم اما به دلیل هیجانات اولیه انقلاب و همچنین نفوذ جریانی که جمهوریت و اسلامیت را در تضاد با هم می‏دانند (قشر سکولاریست و قشر متحجر) این فرصت را به تاخیر انداختند.

آنچه امروز به تثبیت پایه‏های نظام جمهوری اسلامی و تحکیم آن می‏انجامد بازگشت به اندیشه و آرمانهای امام خمینی‹ره› است که حکومت را از آن مردم می‏دانستند و همواره بر این نکته تکیه می‏کردند که میزان رای ملت است.

 

برچسب هابرچسب ها: ,


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: