سرنوشت مجلس دست چه کسی است؟
شهروندان یا گروه‌های سیاسی، کدامیک تاثیر بیشتری در ترکیب مجالس دارند؟

به گزارش گفتگونیوز ، ایام منتهی به انتخابات، به خصوص انتخابات مجلس ایام شلوغی برای گروه‌های سیاسی است؛ البته آن گروه‌هایی که آنقدر نامزد تایید شده دارند که بتوانند کار تشکیلاتی کنند و لیست انتخاباتی ارائه کنند.

این بار هم در آستانه انتخابات مجلس یازدهم دو گروه عمده سیاسی کشور وارد عرصه انتخابات شدند؛ اصولگرایان با حضور گسترده در روند ثبت‌نام‌ها نشان دادند که عزم بالایی برای فتح بهارستان دارند؛ ‌آنها از همان زمان‌ها به فکر لیست و سرلیست و این مباحث بودند چرا که احتمالا از بابت تایید صلاحیت‌ نامزدهایشان خیال راحتی داشتند و دغدغه این موضوع را نداشتند. اما در سوی مقابل، طیف اصلاح‌طلبان از همان ابتدا دغدغه‌ای به نام رد یا تایید صلاحیت نامزدهای داشتند؛‌ پس از اعلام نظر هیات‌های نظارت معلوم شد که تعداد زیادی از داوطلبان نمایندگی که به طبف اصلاح‌طلب نزدیک بودند رد صلاحیت شدند و عملا دست این طیف برای حضور تشکیلاتی در انتخابات خالی است.

در اردوگاه اصولگرایان حرف و حدیث بر سر لیست است و در ازدوگاه اصلاح‌طلبان بر سر این است آیا تعداد نفراتشان به یک لیست می‌رسد یا خیر! از سوی دیگر تعداد زیادی از نمایندگان عضو فراکسیون امید رد صلاحیت شده‌اند. با وجود رد صلاحیت‌های گسترده شورای نگهبان همچنان استراتژی اصلاح‌طلبان معلوم نیست.

اما این طیف روزهایی مشابه را هم تجربه کرده‌اند؛ سال ۱۳۸۲ وقتی نمایندگان مجلس ششم برای شرکت در انتخابات مجلس هفتم نام‌نویسی کردند تعداد زیادی از آنها رد صلاحیت شدند و آنها هم در اعتراض دست به تحصن زدند. تحصن نمایندگان در مجلس با واکنش تند بخش‌هایی از حاکمیت روبرو شد و در نهایت هم تایید صلاحیت نشدند. رد صلاحیت‌های گسترده‌ای که روزنامه همشهری در گزارش ۲۹ بهمن ۸۲ میزان آن را دو هزار نفر اعلام کرد. با این اوصاف دو حزب بزرگ و اصلی اصلاح‌طلب یعنی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، عطای حضور در انتخابات را به لقای آن بخشیدند. اما مجمع روحانیون مبارز وارد گود انتخابات شد و توانست در برخی حوزه‌های انتخابیه چند کرسی مجلس را تصاحب کند. در چنین شرایطی بود که اصلاح‌طلبان کرسی‌هایی که با موج بزرگ رای‌دهندگانش برای مجلس ششم کسب کرده بود را ازدست دادند.

انتخابات مجلس هشتم برای اصلاح‌طلبان همان آش و همان کاسه بود؛‌رد صلاحیت‌ها همچنان گریبانگیر آنها بود. اما اصلاح‌طلبان ترجیح دادند نسبت به انتخابات قبل کمی فعال‌تر باشند؛ آنها با دو تابلوی متفاوت وارد عرصه شدند؛‌ ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به رهبری سیدمحمد خاتمی و حزب اعتماد ملی به رهبری مهدی کروبی. دو حزب فراگیر اصلاحات یعنی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سکوت را ترجیح دادند. اصلاحات اما نهایتا در تهران لیستی با نام یاران خاتمی ارائه کرد، البته در کنار یکی دو لیست دیگر! اصلاح‌طلبان مجموعا حدود نصف کرسی‌های پارلمان در تمام حوزه‌های انتخاباتی نامزد تایید شده داشتند. نکته این انتخابات آنجا بود که محمدرضا عارف هم در بین تایید صلاحیت‌شدگان قرار داشت که نهایتا از حضور در انتخابات انصراف داد. مشارکت در تهران به حدی بود که کار برای انتخاب ۱۱ نماینده تهران به مرحله دوم کشیده شد و در مرحله نخست تنها ۱۹ نماینده توانستند آرای لازم را کسب کنند. ترکیب مجلس هشتم هم مانند دوره‌ی قبلش بود؛ اصلاح‌طلبان در اقلیت قرار گرفتند و اصولگرایان بر مسند کار نشستند.

مجلس نهم هم شرایط مشابهی داشت؛ اگر ردصلاحیت‌ها را نادیده بگیریم، این بار عدم مشارکت فعال اصلاح‌طلبان و بخش عمده‌ای از بدنه اجتماعی آنها بیش از پیش به چشم می‌امد. این امر یک دلیل عمده داشت؛‌و آن شرایط کشور پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۸۸ بود. فضای سیاسی با گذشت دو سال از آن اتفاقات و یک سال پس از آغاز حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی نامزدهای معترض به نتایج انتخابات و همچنین زهرا رهنورد همسر موسوی التهابات فضای سیاسی پایان نیافته بود و اصلاح‌طلبان این انتخابات را تحریم کردند. اما در این شرایط سید محمد خاتمی در حوزه انتخابیه دماوند پای صندوق رای رفت و رایی نمادین را به صندوق انداخت؛ نمادین از آن جهت که بر روی آن نوشته بود: «جمهوری اسلامی». نتیجه ترکیب مجلس حاصل از این انتخابات هم به لحاظ ترکیبی چیزی فراتر از دو دوره قبلش نبود البته این بار به سبب همان فضای تند و ملتهب ناشی از حوادث سال ۸۸ و تبعات آن، همان قدر که مشارکت اصلاح‌طلبان پایین آمد، از آن سو نمایندگان تندروتری از بین اصولگرایان وارد مجلس شدند.

اما داستان مجلس دهم با سه دوره قبلش بسیار متفاوت بود؛‌ دو سال از روی کار آمدن دولت میانه‌روی حسن روحانی می‌گذشت و فضا برای اصلاح‌طلبان نسبت به قبل امیدوارکننده شده بود. آنها تصمیم گرفتند با تمام قوا وارد انتخابات شوند؛ اما چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب با سدی به نام شورای نگهبان روبرو شدند و اصلاحات که این بار می‌خواست هرطور شده مجلس دست تندروها نیفتد، از یک سو برای پر کردن لیست‌های خالی‌شان فراخوان دادند و رزومه بررسی کردند و از سوی دیگر با طیفی که خود را معتدل نامیدند ائتلاف کردند؛ برخی دولتی‌ها مانند محمود واعظی و محمدباقر نوبخت یک سر معتدلین بودند و در سوی دیگر لاریجانی و وفادارانش. نهایتا در بیشتر حوزه‌های انتخابیه اصلاح‌طلبان توانستند لیست انتخاباتی ائتلافی بدهند. طرف مقابل هم لیست داد ولی چند روز مانده به انتخابات یک ویدئو از سوی سید محمد خاتمی که بدنه اجتماعی اصلاحات را به رای دادن به لیست موسوم به «امید»‌ دعوت می‌کرد، صفحه را به نفع اصلاح‌طلبان چرخاند و چنان چرخاند که در تهران هر سی نفر لیست یکجا وارد مجلس شدند.

اما ترکیب مجلس دهم برخلاف سه دوره قبل ترکیبی از سه طیف شد که تقریبا با هم قدرتی برابر دارند؛ امیدی‌ها یا همان اصلاح‌طلبان، مستقلین یا همان اصولگرایان میانه‌رو و ولایی‌ها یا همان اصولگرایان خالص. در این بین هم برخی افرادی که با لیست امید وارد مجلس شدند به جای فراکسیون امید راهی فراکسیون نزدیک به لاریجانی شدند و این فراکسیون هم در بزنگاه‌های حساس اصطلاحا ژله‌ای عمل می‌کرد. یعنی دو سر طیف‌ها که ولایی‌ها و امیدی‌ها هستند و تقریبا قدرت برابری دارند و در زمان تصمیم‌گیری‌ها این فراکسیون مستقلین یا همان لاریجانی‌چی‌ها هستند که با رای‌شان در صحن، طرف برنده را معلوم می‌کنند.

با نگاهی به ۴ دوره گذشته مجلس معلوم می‌شود که مهمتر از کنار کشیدن یا نکشیدن گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلبان، این مشارکت شهروندان است که ترکیب را تعیین می‌کند. چرا که اصولگرایان میزانی از آرای سنتی خود را همواره در سبد دارند و این قشر خاکستری است که با حضور یا عدم حضورش ترکیب را رقم می‌زند؛ این مشارکت هم به متغیرهای زیادی وابسته است که مهمترین آن رضایت شهروندان از اوضاع سیاسی و اقتصادی روز جامعه است و از سوی دیگر امید به تاثیرگذاری انتخاب‌هایشان؛ متغیرهایی که با توجه به اتفاقات دو سال گذشته در کشور، به نظر می‌رسد که متزلزل شده‌اند

منتشر شده در تاریخ ۱۳۹۸ چهارشنبه ۱۶ بهمن
کدخبر:61231منبع:تاریخ انتشار:۱۳۹۸ شانزدهم بهمنلینک خبر: http://www.goftogoonews.com/Pages/News-61231.aspx