11:46 صبح | ۱۳۹۹ يکشنبه ۱۸ خرداد
کد خبر: 61277 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ دوشنبه ۲۸ بهمن - 4:52 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی
اقتصاد در دوره پسا نفت

عصر جدید اقتصاد ایران

 گفتگو نیوز /سید محمد آل‌طه:

دوران  جدیدی  در  اقتصاد ایران  شروع شده است. از  یک سال   قبل  که  صادرات  نفت ایران به تدریج  کمتر  و کمتر میشد  کسانی  که  به لوله  نفت متصل   بودند و  رانتهای  فراوان  میگرفتند افول کردند . بقیه  مردم  کمتر  منتفع میشدند  و  حتی   پول  صادرات  نفت  در همان مناطق  نفت خیز  نیز  سرمایه  گذاری  نمیشد .  دوران   نفت  تمام شده است .  نفت دیگر   یک  کالای  استراتژیک نیست .  آمریکا  نیز  دیگر  به  نفت  خاورمیانه   نیازی  ندارد  زیرا  خودش  تولید  کننده  و صادر  کننده   نفت شده   و حتی مشتریان نفت ایران  را   نیز  گرفته است.  
بنابراین  دوران   جدیدی   برای ایران  شروع شده است  که  در  این دوران  باید  انواع   صنایع  و مشاغل  در نظر گرفته شوند  و  قدرت حاکمه  برای تداوم  اقتدار  خویش  باید  به جای  نفت  به   صنایع ریز و درشت  کشور  توجه ویژه  داشته  باشد  و از  همه  آنها  حمایت  کند. 
بازار سرمایه  به پیشواز   این دوران جدید  رفته است  . دوران  پسا  نفتی  
شاکله  حمایت از  صنایع  داخلی  در   بازار سرمایه  دیده میشود  .   
بانک مرکزی  نیز  مسیرهای  گردش سریع  پول  در کشور  را مسدود   کرده  که نقدینگی  سرگردان  جامعه  به  سمت بورس  روانه شود.  
از آن  مهمتر  ظهور  پدیده  جدید  تیک آور   شرکتها   توسط  بخش خصوصی  متخصص  و کارآفرین  است.  
در  فرآیند  تیک آور شرکتها  ،  عده ای  حقیقی با اتحاد  و سازماندهی  دقیق ،  خصولتی ها   را  به زیر میکشند  و شرکتهای  کلیدی  را   تسخیر  میکنند  . سپس  روی آن  کار  کرده  و شرکت  را   متحول  میکنند.   
بازار سهام اکنون تبدیل به یک نهاد مالی قدرتمند با گردش سرمایه‌ی بالا شده است که هر روز حجم بزرگی از نقدینگی به آن پمپاژ می‌شود. یکی از دلایل حضور پرشور مردم در بازار سهام، فرار از چنگال تورم و حفظ ارزش دارایی‌هاست. از سوی دیگر، دست گذاشتن دولت روی بازار سهام نیز در وهله‌ی نخست کنترل تورم، در وهله‌ی بعدی تامین کسری بودجه، در وهله‌ی بعدتر از بین بردن آثار تحریم و در وهله‌ی آخر کمک به توسعه‌ی واحد‌های مهم تولیدی است. 
این اهداف هر چه باشند، مهم‌ترین آن‌ها باید کمک به توسعه‌ی اقتصادی و آنگاه توسعه‌ی اجتماعی و فرهنگی جامعه باشد. موضوع مهمی که جز با هدایت درست نقدینگی به مسیر درست آن به دست نمی‌آید. 
برای این کار بیش از هر چیزی نیاز به حضور رویکردی انتقادی به داد و ستدهای بورس وجود دارد، که به شدت جای آن در بین مطالب هیجانی و بازارگرمی‌های بعضا توخالی بورسی خالی است. رویکرد انتقادی هم بدون شک از مسیر تحلیل‌های درست و دقیق و واقع‌بینانه می‌گذرد. 
به عبارتی این حق مسلم سهام‌دار یا خریدار سهام یک شرکت است که بداند سرمایه‌ی او وارد چه مسیری می‌شود و در کجا به مصرف می‌رسد. همچنین، این حق مسلم سهام‌دار است که بداند سهمی که می‌خرد، گذشته از سودهای مقطعی، از چه بنیان‌های محکمی برخوردار است تا در هنگام ریزش یا اصلاح احتمالی بازار، به کمک او بیاید. چه در بلندمدت چه کوتاه مدت، تنها بنیاد قوی یک سهم است که می‌تواند مانع زیان غیرقابل جبران سهام‌دار شود. 
باری، بازار سهام پر از سهم‌های ارزنده و غیرارزنده است. بخشی از این ارزندگی به جایگاه سهم بازمی‌گردد. اینکه در بازار اصلی بورس و فرابورس باشد یا در بازارهای زرد و #نارنجی. بخش دیگری از ارزندگی یک سهم را، نیاز جامعه و محصول و خدمات یک شرکت تعیین می‌کند. بخشی را هم درصد دارایی‌های پایدار و میزان نقدشوندگی سهم در هر شرایطی. این‌ها شاید حداقل شرایط احراز ارزندگی یک سهم به حساب بیاید.با این حساب، شاید نیازی به یادآوری به سهام‌داران نباشد که در غیاب رویکرد انتقادی سالم برای ورود به یک سهم، تنها سیگنال این و آن کانال، صف‌های کاذب و صادق خرید یا فروش، و میزان اقبال به یک سهم کافی نیست.


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: