1:54 صبح | ۱۳۹۸ سه شنبه ۲۱ آبان
کد خبر: 52515 تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ دوشنبه ۲۱ اسفند - 5:20 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی
حجت الاسلام احمد مازنی:

در گفتگوی ملی هیچ کس را نباید نادیده گرفت

28 مهر سال 95 فرصتی شد تا بنده یک نطق اضطراری داشته باشم و در این نطق بیان کردم که اضطراری ترین مسئله جامعه ما منازعاتی است که در حال حاضر، بین جناح های سیاسی کشور حاکم است و این منازعاات باعث شده است منافع ملی را فراموش کنیم.

گفت و گو نیوز: ماهنامه صدای پارسی گفت و گویی با حجت الاسلام مازنی درباره طرح گفتگوی ملی انجام داده است که با هم می خوانیم: 

طرح گفت و گوی ملی از کجا آغاز شد؟

واقعیت این است که جامعه ما از نظر قومی، مذهبی و گرایش سیاسی، جامعه متکثری است. این جامعه متکثر در معرض تهدیداتی است، از جمله اینکه این تکثر باعث واگرایی جامعه شود و مثلا اقوام، به جای اینکه همگرا شوند، در مسیر واگرایی قرار گیرند، یا اینکه جناح ها به جای اینکه در مسیر منافع ملی قرار گیرند ، از منافع دور شوند و فاصله گیرند. این نگرنی ها وجود دارد و من به نظرم رسید که ما هر قدر بتوانیم، باید در مسیر انسجام ملی حرکت کنیم و ایران را به عنوان یک کل مهم پیوسته بپذیریم تا هویت ملی تقویت شود. از طرفی، مردم هم باید با جمهوری اسلامی، به عنوان باور دینی شان و نظام مقبولی که منطبق با فطرت و باورشان است، ارتباط ، نزدیکی و قرابت بیشتری حس کنند، و راه حل این مساله گفت و گوست. از طرفی هم ، به لحاظ تاریخی، ما بیشتر اهل مونولوگ( تک گویی) هستیم تا دیالوگ( گفت و گو) ؛ پس باید به سمت حل مساله مان از طریق گفت و گو برویم، چون اگ رآن را از طریق گفت و گو حل نکنیم، راه حل های دیگری همچون قهر یا خشونت جایگزین می شود که هر دو زیان بار است. باید به عنوان یک فرهنگ، یک انتخاب، بپذیریم که راه حل مسایل گفت و گوست و این مساله یی بود که ذهن بنده را مشغول کرد. 28 مهر سال 95 فرصتی شد تا بنده یک نطق  اضطراری داشته باشم و در این نطق بیان کردم که اضطراری ترین مسئله جامعه ما منازعاتی است که در حال حاضر، بین جناح های سیاسی کشور حاکم است و این منازعاات باعث شده است منافع ملی را فراموش کنیم.


این منازعات مدت های زیادی است که وجود دارد که اوج آن هم سال 88 بود.
بله؛ من 28 مهر 95 در اولین نطق، به عنوان نماینده ملت، گفتم اگر سوال شود که مهم ترین چالش و اضطراری ترن مساله ما چیست ، ممکن است پاسخ های متفاوتی اعم از مشکل آب، آسیب های اجتماعی، تروریسم، روابط بین الملل و اقتصاد کلان داده شود، ولی بنده منازعات سیاسی را اصلی ترین چالش می دانم؛ یعنی وقتی نمی توانیم با هم بر سر آسیب ها و چالش ها حرف بزنیم، بنابراین بر سر راه حل ها هم نمی توانیم توافق کنیم. 
شاخصه ها و وجوه گفت و گوی ملی مد نظر شما چیست؟ 
در قدم اول، در پارلمان که افراد و جناح های مختلف جمع هستند و کسانی که به سه مبنای " قانون اساسی"، " اندیشه و آرمان های امام خمینی " و " سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری" معتقدند و آنها را قبول دارند، بنشینند و گفت و گو کنند و گفت و گوی ملی در این چهار چوب شکل بگیرد؛ سپس ، هرچه جلوتر رفتیم، این مساله اهمیت بیشتری پیدا کرد. بنده با بیش از 40 نفر از افراد تاثیر گذار جناح های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در این خصوص صحبت کردم و خوشبختانه همگی استقبال کردند. اساسا اگر بپذیریم در حال حاضر اختلاف وجود دارد – که همین طور هم هست- و اگر بپذیریم که این اختلاف ها از مرز منافع ملی و از مرز رقبت معمول خارج و تبدیل به یک بیماری مزمن اجتماعی در جامعه شده، همچنین از طرف دیگر، اگر بپذیریم که جامعه ما، جامعه ای تک گو به لحاظ تاریخی است، باید به سمت گفت و گو برویم و هیچ راهی جز گفت و گوی ملی باقی نمی ماند.
اما انتقادی به همین گفت و گوی ملی وجود دارد؛ می گویند باهم گفت و گو کنیم ولی مثلا آقای خاتمی را خارج از این دایره می گذارند؛ ین چه گفت و گویی می شود؟
گاهی در مصاحبه های مطبوعاتی یا تریبون ها، خبرنگاری سوال می کند نظرتان راجع به گفت وگو چیست؛ اما بنده پس از طرح آن به نمایندگی از فراکسیون امید، این بحث را دنبال می کنم. کمیته ای در فراکسیون امید برای این کار تشکیل دادیم و ز جناح های دیگر مجلس هم کمیته ای تشکیل شده است. با بیش از 40 نفر از شخصیت ها، از جمله آقایان ناطق نوری، حداد عادل ، سید حسن خمینی، احمد توکلی، جهانگیری و باهنر، آخرین دیدارها را داشتیم؛ بنده با آقای خاتمی هم دوبار صحبت کردم. با آقای کدخدایی و آقای ابوترابی هم در این خصوص صحبت کردیم. بنده وقتی بحث ملی را مطرح می کنم، یعنی هیچ شرط یا پیش شرطی در نظر نمی گیرم؛ بلکه می گویم ابتدا بپذیریم باهم حرف بزنیم. 
شما می گویید پیش شرطی ندارد، ولی ممکن است دیگران این نظر را نداشته باشند.
من که با بیش از 40 نفر صحبت کردم، بحث پیش شرط نبوده است؛ البته گلایه وجود دارد، آقای خاتمی گلایه دارد، مثلا آقای احمد توکلی هم به آقای خاتمی نقد دارد.آقای توکلی می گوید آقای خاتمی فلان حرف را بزند بهتر است و من هم گفتم همین حرف را خودت به آقای خاتمی بگو.زمانی که آقای خاتمی مسئله آشتی ملی را مطرح کردند، حضرت آقا گفتند قهری وجود ندارد؛ اتفاقا دو ماه قبل از صحبت رهبری، در یکی از خبرگذاری ها به بنده گفتند از آشتی ملی چه خبر؟ گفتم مگر ما باهم قهریم؟ پس اگر ما باهم قهر نیستیم، بنشینیم و با هم، بدون هیچ پیش شرطی و برمبنای همان سه اصل، گفت و گو کنیم. با این حال، اگر کسی این سه صل را قبول ندارد، در گام اول، در این چارچوب قرار نمی گیرد.
گروهی همچنان تاکید دارند که یک طیف سیاسی باید حذف شود؛ این گروه کجای این گفت و گو قرار می گیرند؟
در خصوص همه ی این ها باید صحبت شود. در یک مقطع زمانی اتفاقی در کشور رخ داد که بنده تعبیر یک بازی باخت- باخت را برای کل نیروهای درون نظام به کار بردم. این تعبیر را به آقای خاتمی هم گفتم و ایشان هم قبول کردند؛ نزد آقای حداد عادل هم گفتم و ایشان هم پذیرفتند. اتفاقات سال 88 باخت- باخت بوده و در سال 92، در حقیقت ما وارد یک بازی برد- برد شدیم؛ یعنی بخشی از جریان اصلاح طلب با بخشی از جریان اصول گرا به یک هم گرایی رسیده اند و یک بازی برد- برد شروع شده است. در گام اول، با اصولگرایان معتدلی که می خواستند از جهنم 88 خارج شوند، و وارد برزخ 92 شدیم که البه هنوز به بهشت نرسیدیم. هیچ کس نباید نادیده گرفته شود، یعنی همه ی کسانی که در زیر چتر نظام جمهوری اسلامی هستند، از طیف احمدی نژاد تا اتحاد ملت آقای شکوری راد، باید در این چارچوب به عنوان افراد تاثیر گذار لحاظ شوند و در ابتدا، به تمامی افراد در یک پیش گفت وگو بگویند که شما نسبتتان را با مسائل 88 تعیین کنید. پیشنهاد و توصیه ما به دوستان این است که در ابتدا بپذیریم که برخی مسائل فراسیاسی هستند؛ مثلا آسیب های اجتماعی اصلاح طلب و اصول گرا نمی شناسد؛ آن کسی که سال 88 کاری کرده، باغی باشد یا غیر باغی، آسیب های اجتماعی متوجه هر دو طرف می شود. اشتغال به دلیل ناکارآمدی در دولت گره خورده، عدم هماهنگی که بین قوا و نیروهای تاثیرگذار وجود دارد و نمی خواهد کار پیش رود  یا مثلا آلودگی هوا؛ آیا در مواجهه با این مسائل، از فرد می پرسند اصولگرایی یا اصلاح طلب؟ همه به یک اندازه از این آلودگی استشمام می کنند. ما برای شروع حرکت، باید برخی موضوعات مشترک همه ی جناح ها را در نظر بگیریم که از مجلس هم شروع کردیم.
بیشتر بر بیرون از مجلس تاکید دارم. طیفی وجود دارد که می گویند وقایع سال 88 را تمام کنیم، ولی طیف مقابلشان باید بازنده باشد و آن ها برنده.
وقتی ما برای مذاکرات هسته ای وارد مذاکره شدیم، گفتیم برد- برد. ما هم شعاری دادیم و مرگ بر آمریکا هم گفتیم و هنوز هم می گوییم، ولی وقتی پای میز مذاکره نشستیم، گفتیم اصل بر قاعدگی برد- برد است.
در این مسائله هم هر کس نظر، شرط، پیش شرط یا موضعی دارد؛ اما همه این اصل را که گفت و گو باید مبنای حل معضلات باشد، مدنظر دارند و لذا به نتیجه می رسند. به زودی هسته ی اولیه گفت و گو را از طیف های ختلف تشکیل خواهیم داد که در حقیقت، هیئت موسس طرح گفت و گوی ملی در کشور خواهد بود.

در دیداری که با آقای خاتمی داشتید، نظر ایشان در این خصوص چه بود؟
آقای خاتمی ، از سال ها قبل، گفت و گوی تمدن ها و فرهنگ ها را مطرح کردند؛ گفت و گوی ملی که جای خود را دارد. آقایان خاتمی ، باهنر و حداد عادل در این خصوص نظرات یکسان دارند. آنچه در فضای رسانه ای مطرح است، با آنچه از خود افراد شنیدیم، فرق می کند؛ یعنی نگاه های مشترک بسیار زیاد است و همه خطرها و مشکلات یکسانی برای ایران حس می کنند و به راه حل های مشترکی معتقدند. 
چرا به جای اینکه نظرات 40 نفر را تک تک جویا شوید، همه را در یک جا جمع نمی کنید؟
به زودی هسته اولیه گفت و گو را با یک جمع محدود که در سطوح بالای نظام هستند و با توافق خودشان، از جمعی بیش از 100 نفر هستند، آغاز می کنیم تا نقشه راه را تعیین کنند و خبرهای خوشی خواهیم شنید.
تکلیف حضور افرادی مانند آقای خاتمی چه می شود؟ چون بلخره طیف هایی معتقد به حذف ایشان از صحنه سیاست هستند.
من معتقدم که هیچ کس را نباید نادیده گرفت؛ حتی باید ب کسانی که این نگاه را دارند، گفت و گو کرد، چون طراح گفت و گوی ملی ما هستیم. لذا از همین افراد که ین نگاه را هم دارند دعوت می کنیم تا به گفت و گو بپردازیم و رو در ور باهم حرف بزنند. اتفاقی که از سال 88 تا به امروز افتاده این است که حرف ها یک طرفه بیان شده؛ عده ای که صدا و سیما را داشتند، گفتند که حق با آقای احمدی نژاد بوده؛ عده هم که فضای  مجازی و روزنامه را داشتند، گفتند که حق با ما بوده است؛ حرف ما این است که هر دو طرف بنشینند و باهم گفت و گو کنند. گروهی در تلویزیون تریبون دارند، گروهی در مطبوعات یا مجلس. همه فرصت های خودشان را دارند، اما در مجموع، میتوان همه افراد را در جایی با رعایت همان خطوط قرمز جمع کرد. شیخ حسن اختری می گفتند که من با آقای حسن روحانی در حوزه هم حجره بودیم؛ مدتی باهم قهر کردیم، ولی کارهایمان را باهم انجام می دادیم، فقط باهم حرف نمی زدیم ولی از همه مهم تر ، مباحث را هم باهم می خواندیم. لذا می شود در صورت قهر بودن، باز هم باهم مباحثه کرد.
پس فعلا همه باهم موافق نیستند؟
خیر، بنده با بیش از چهل نفر دیدار کردم، از اصولگراها آخرین نفر آقای مهندس باهنر بود تا آقای حداد عادل که جزء اولین نفرها بود.
آیا باطیف تندرو تر هم صحبتی شده است؟
وقتی آقای حداد عادل با آقای عارف می گویند بنشینیم و گفت و گو کنیم، این په معنایی دارد؟ ممکن است در بین اصلاح طلبان هم افرادی باشند که بگویند این گفت و گوها فایده ای ندارد؛ برعکس، امکان دارد که در بین اصولگراها هم افرادی باشند که پیش شرط داشته باشند، ولی اکثریت قریب به اتفاق جریان های سیاسی کشور با گفت و گو موافق هستند. 
     
 


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: